در روزگاری که نامی از یگانه معبود هستی کمتر به میان می آید و دردانه او ، در عالم نهان در پس پرده غیبت است ، مردی از مردان تبار رسول الله آمده که انتظار منتظر ، کلام دلنشین همیشگی او بوده و مرام اش ، تبعیت از ولایت فقیه زمانه خود و از فرزندان حسین (ع) شهید است ؛
در مسیر دستیابی به سعادت ، قطعا موانعی نیز خواهد بود که می شود به سادگی و عدم توجه به آن ، از آنها عبور کرد ؛
مدینه منوره : شهر جاهلان متعصب بي منطق به نام وهابي ...!
ما 2 كاروان دانشجويي 240 نفره بوديم كه مبدا پروازي مان شهر تبريز و مقصدمان جده عربستان بود ؛ با حدود 5 ساعت تاخير پرواز ما انجام و بعد از 3/5 ساعت به جده عربستان رسيديم ( هواپيماي نوع ايرباس ايران ايرتور ) ؛ ساعت عربستان 1/5 ساعت از ماها عقب تر است ؛ در همين فرودگاه جده بود كه رفتار دوگانه و تبعيض آميز و به دور از ادب هميشگي اعراب خصوصا وهابي هاي عربستان با ايراني هاي شيعه آغاز شد ؛ به محض ورود از تمام 240 نفر كاروان ما انگشت نگاري كرده و حتي عكس تمام رخ هم از همه گرفتند ، ما ناراحت شديم اما به ياد داشتيم كه مدير كاروان تذكر داده بود كه ممكن است اين قبيل كارها باشند و شما اگر ناراحت هم شديد اما بي توجه باشيد ؛ خلاصه بعد از حدود 2 ساعت و بعد از اقامه نماز صبح ، اتوبوس هاي از نوع "حافيل " ما رسيده و به طرف مدينه النبي حركت كرديم كه بعد از حدود 5 ساعت به مدينه رسيده و به طرف محل اسكانمان كه هتل " جوهرة العاصمه " مدينه و در حدود 250 متري حرم رسول ا... بود رسيديم ؛ از اينجا بود كه واقعات سفر معنوي ما آغاز شد ؛ جهت اقامه نماز ظهر كه به طرف مسجد النبي حركت كرديم با ديدن گنبد خضراي رسول ا... و ديوارهاي بقيع ، اشك چشم از چشمان منتظر همه سرازير گشت ؛ نميدونم فقط من اينطوري بودم يا بقيه بچه ها هم همينطور كه واقعا احساس كردم اين گنبد و اين ديوارها برايم غريبه نيستند و تازگي ندارند ، كه شايد به اين دليل بود كه تصاوير زيادي را از آنجا از تلويزيون يا عكس ها ديده بودم ؛ قبرستان بقيع هر روز در 2 نوبت باز مي شد : صبح ها از بعد نماز صبح تا ساعت 7 و عصرها از ساعت 4 تا ساعت 7 ؛ صبح روز بعد به بقيع حركت كرديم ،
به محض ورود به محوطه بقيع همه بچه ها در خود فرورفته و اشك ها و فريادها آغز شد ؛ چه مي ديديم " مزار خاكي و ويران 4 تن از ائمه شيعه در مقابل چشمان و ماموران و شورطه هايي كه با كشيدن زنجير در حدود 20 متري آين قبور مردم را از رفتن به سر قبر ائمه باز مي داشتند و به ما " مشرك " مي گفتند ؛ حتما ميدونيد كه شورطه به وهابي هاي آموزش ديده اي مي گويند كه اكثرا حافظ قران بوده و كار اصلي آنها اند اختن شبهه و تفرقه و ابهام در عقايد شيعيان بوده و حتي ماموران حاضر در آنجا از آنها دستور مي گرفتند ؛ خدا لعنتش كند محمد ابن عبدالوهاب و استاد او ابن تيميه را كه در حدود 200 سال پيش با دخالت مستقيم استعمار پير ، اين فرقه مجعول و بي هويت و بي منطق را وارد اسلام نمودند و قوانين و احكامي از خود صادر كردند كه حتي سني ها هم آنها را قبول ندارند ؛ خدا لعنت كند كساني را كه به اسم مسلمان به مسلمانان ضربه مي زنند ؛ در بقيع 3 شرطه بودند كه هر كدام وظايف مخصوص به خود را داشتند : يكي از آنها با زبان فارسي و ديگري هم با زبان عربي ، مثلا به ارشاد و آگاه ساختن مردم مي پرداختند و ديگري هم كاري جز فرياد بر سر مردم نداشت ؛ اين نكته را هم اشاره كنم كه اكثر قريب به اتفاق اين شرطه ها افغاني و از طالباني هاي آموزش ديده بودند كه كلا مغز سرشان را شستشو داده بودند و حرفي غير حرف زور و بي منطق خود را قبول نمي كردند ؛