غایبان اصولگرانمای مجلس نهم

اصولگرایان ظاهری که جایی در مجلس آینده نخواهند داشت ...

 

  

  

 

از اول انقلاب تاکنون کشور ما 7 دوره مجلس را تجربه کرده و مجلس هشتم هم در حال سیر خود می باشد ؛

مجالس قبلی تقریبا همگی به صورت طبیعی و در خط نظام و ولایت حرکت کردند جز مجلس ششم که تبدیل به لانه مخالفان و معاندان نظام و و وطن فروشان و خون به دل رهبری کنندگان شده بود ؛ مجلس هشتم سر کار آمد و امید مردم حزب الله و رهبری بیش از گذشته با توجه به راه یافتگان به مجلس شعله ور شد و در این راستا تعدادی از نمایندگان هم حضور داشتند که در زیر سایه حمایت از دولت نهم به مجلس راه یافتند . اما این نمایندگان به محض ورود به مجلس و بعد از چند ماه به بهانه واهی نقد درون گروهی و به نام انتقاد از دولت ، شروع به تخریب دولت کردند آن هم با نام اصولگرایی ؛ در راس این نمایندگان اشخاصی چون محمد رضا باهنر و علی مطهری و توکلی و الیاس نادران و دلخوش ها قرار دارند که به بهانه های مختلف دولت را تخریب می نمایند .

امااین نمایندگان باید بدانند که خون آنها سرخ تر از امثال ابوطالب و افروغ و خوش چهره ها نیست که در مجلس هفتم حاضر بودند و آنها هم با نام و ظاهر اصولگرایی به صحنه آمدند و بدتر از اقلیت اصلاح طلب مجلس و در راستای نیات این اقلیت علیه دولت ان هم به صورت غیر واقعی و غیر منصفانه موضعگیری نمودند و مردم هم در انتخابات مجلس هشتم خوب جواب این تعداد را دادند ؛

 

حال توصیه ما به این آقایان اندک به ظاهر اصولگرای مخرب دولت در مجلس هشتم یعنی آقای مطهری و دار و دسته اش این است که آقایان : تا دیر نشده مواضع خود را اصلاح و راه و خط خود را به وضوح مشخص کنید و سعیتان هم بیشتر بر نقد واقعی و درست در مورد دولت باشد نه تخریب آن به بهانه انتقاد که با وجود امثال شما در مجلس دیگر نیازی به نمایندگان اصلاح طلب نخواهد بود که فکر و ذکرشان همواره تضعیف دولت است ؛

آقایان نماینده به ظاهر اصولگرا ! بدانید که مصونیت نمایندگی ، فرزند یا برادر یک شخصیت بزرگ بودن ، سابقه مبارزاتی در انقلاب و مناصب مهم در اختیار داشتن دلیل موجه و بهانه خوبی برای شما نیست که هر صحبت ناپخته ای را در مجلس علیه دولت زده و بدانید که در غیر اینصورت شما هم در انتخابات بعدی سرنوشتی بهتر از افروغ ها و دوستانش نخواهید داشت ...

 

یا علی

 

آقای رئیس جمهور ، از شما بعید بود ...!!!

 

 

دکتر احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی شب ۲۳ خرداد در مورد بحث بدحجابی و نحوه برخورد با آن صحبت هایی را ایراد کردند که به نظر جای بحث و انتقاد جدی از رئیس دولت اسلامی را الزام می نماید ؛

 

بخشی از این صحبت ها به قرار زیر یود :

- ایشان در قسمتی ، منتقدان بدحجابی بعضی خانم ها را مورد خطاب قرار داده و گفتند : " آنها باید خود را اصلاح کنند ، وقتی نابسامانی های اخلاقی پیش می آید همه مقصرند و مردها بیشتر از همه ... "

- " عده ای در هر دوره ای هر چند ماه می خواهند جنجالی در کشور برپا و برخورد کنند که بنده در همین جا و به صراحت اعلام می کنم که ما مطلقا و از بنیاد با این موضوع مخالفیم ... "

- " برخی ها می گویند باید امر به معروف کنیم و این حرف درستی است اما قبل از امر به معروف باید پدیده ای در جامعه تبدیل به معروف شود و وقتی معروف شد و عموم جامعه گفتند که این کار خوبی است با روش درست به او می گوییم این موضوع را رعایت کند ... "

- " اینها ربطی به دولت ندارد و دولت واقعا در این مسائل دخالتی ندارد ، ما این را توهین می دانیم که زن و مردی در خیابان راه بروند و کسی بیاید بگوید : نسبت شما چیست ...؟ "

جناب آقای دکتر احمدی نژاد :

- جامعه ما هر چند به نام ظاهر هم باشد اسلامی و شیعی ۱۲ امامی است و الگوهایمان هم امامان بزرگوار و در راس همه آنها ام ابیها " زهرای اطهر " ؛ در قران هم آمده که زنان پاکدامن باید مو و آرایش ها و برجستگی های بدن خویش را از نامحرمان بپوشانند ، پس لازم است از آنجا که زنان ما حضرت زهرا را الگویی برای خود می دانند ، در این مورد هم به فاطمه زهرا رجوع نمایند ؛پس باید گفت که در باب پوشش بانوان معروف کاملا مشخص است و کسی که خود را مسلمان شیعه و حتی غیر شیعه می داند و به قرآن هم اعتقاد دارد باید که با قوانین آن هم آشنا باشد و بداند که این به صلاح خودش است و مثل عروسکی نخواهد بود که در دست هر شهوت پرستی بگردد ؛

- بله ، این درست که در اینگونه مسائل بحث های ارشادی و فرهنگی بهتر جواب می دهد ، اما جناب دکتر ! این بدین معنا نیست که حال ما بیاییم و منتظر باشیم تا نهادی چون صدا و سیما احتمالا در خود احساس تکلیف نماید و به برنامه های ارشادی بپردازد در حالیکه جامعه را فساد گرفته و ما هم به عنوان رفع تکلیف از خود ، برخورد با مفاسد آشکار و آگاهانه اخلاقی ! را از گردن خود بیندازیم ؛

- حریم خصوصی مرد و زن خانه اوست و وقتی که از منزل به برون آمد دیگر وارد حریم عمومی به نام جامعه شده و باید که ضوابط آن را پذیرفته و هر چند هم که برخلاف میلش هم باشد ، باید که بدان عمل کند و بداند که در غیر آن ، مستوجب برخورد و مجازات است که در غیر اینصورت سنگ روی سنگ بند نخواهد شد ؛

- همه می دانیم که روحیان زن و مرد با هم متفاوت است ، زن خواستار انتخاب شدن و مرد خواهان انتخاب کردن است ، و این قوه هم بشدت در وجود هر دو عیان است ؛ لذا که اگر این قوای جنسی در مسیر درست هدایت نشده و جامعه هم از این مسائل به سادگی بگذرد ، آنگاه که مسائلی چون رابطه های غیر اخلاقی از نوع زنا و حتی لواط و ... در جامعه چون ویروس کشنده گسترش خواهد یافت و خود بهتر می دانیم که هر جامعه ای از درون خود معمولا پوسیده می شود ؛

- و در آخر اینکه ، برخلاف نظر شما ، بیشتر از همه این وظیفه نهادهای دولتی چون وزارت فرهنگ و سازمان ملی جوانان است که به کارهای فرهنگی در این مورد بپردازند و از آنجا که از این دستگاهها حرکتی هر چند کوچک هم دیده نمی شود ، آنگاه که نیروی انتظامی بر حسب وظیفه ذاتی خویش باید که با این مسائل برخورد کند و لذا جای هیچ نکوهشی ندارد از آنجا که کم کاری نهادهای دیگر را هم به دوش می کشد ...

آفا محمود بزرگوار ! باور کنید که اینها همه از ته دل یک عاشق دولت اسلامی بود و جهت کمک به دولت عدالت گرای اسلامی و انشاالله که همیشه موفق باشید 

 این مطلب به معنای سوء استفاده برای فتنه گران تلقی نشود که آنها مطرود ملت و مهدور الدم اند ؛

دولت اسلامی

 

 

عاقبت همسفره شدن با فتنه گران ...

اندر احوالات شیخ حسن خمینی ( ره ... ) !!!؟؟؟

 

ماجرای سالگرد رحلت امام را همه دیدند یا اگر هم ندیدند اما شنیدند و عده ای هم که اصلا در آنجا حضور داشتند ؛ جای بسی تاسف دارد که در چنین مراسمی ، چنین فردی ، اینگونه خطابه اعتراضی مردم قرار گیرد ، آری ، اما باید دید یک شخص ( آن هم نوه امام ) تا چه حد خود را از جایگاه ارزش ها و دیدگاههای مورد قبول دوستداران امام ( ره ) به پایین کشیده  و چه اعمال خلافی را مرتکب شده که اینگونه از طرف ملت طرد می شود ؛

جناب سید حسن مصطفوی( خمینی ) ، شمار شعار دهندگان را اندک خواند و معلوم نیست که این جمع اندک ( به قول ایشان ) در میان خیل میلیونیِ مردمِ امام دوست چگونه توانستند سخنرانی را ناتمام بگذارند ؟؟؟!

 بگذریم ...

اما آنچه که در این اتفاق بیشتر روی آن تکیه می شود این است که سید حسن خمینی نوه امام و سید است و حتی او را با موضوع پیامبر و امام حسین که نوه اوست مقایسه می کنند لذا نباید مورد عتاب قرار می گرفت ( البته معلوم نیست چرا ، شاید سید حسن هم معصوم باشد ! )

برای همین لازم است چند موضوع را بیاد آوریم :

- در فرهنگ قرآنی به کسانی اهل یا ذریه پیامبر گفته میشود که با او پیوند و بستگی داشته باشند و مهمترین پیوند با پیامبر هم عقیده بودن با اوست ، از این روی خداوند، فرزند نوح را، از خاندان او نمی‌داند: "انه لیس من اهلک: او از خاندان تو نیست"  (هود، آیه 46 )

اکنون پس از "20سال" آیا میتوان از هم عقیده بودن با دشمنان ملت چشم پوشید و با کسانی که همراهی با منافقان و سلطنت طلبان را فریاد میزنند، هم‌نوا شد؟!

- قرآن دربارۀفرزندان یعقوب، تمام کاستی‌های آنان را برشمرد و در این معجزه جاوید چهرۀ فریبکارانه فرزندان یعقوب را هویدا کرد تا به همه مردم در همۀ زمانها نشان دهد که فرزندزادگی پیامبر خدا مصونیت نمی‌آورد. فرزند بدون واسطه پیامبر نقشه قتل، سرقت طرح میکند و به راحتی به پیامبرخدا دروغ می‌گوید (یوسف،آیه7 -20 )

و اکنون پس از "20 سال" آیا می‌توان فرزند زادگی را دلیل موجّهی برای همسویی با محکومان دادگاه اسلامی دانست و محکومان را در آغوش کشید؟

- در حوادث پس از رحلت پیامبر(ص)، خلیفه اول و دوم در سقیفه گرد آمدند و با جمله «شجرة الرسول: درخت پیامبری» خلافت را تصاحب کردند. امیر مومنان(ع) وقتی این جمله را شنید فرمود: به درخت پیامبری احتجاج کردند اما ثمرۀ آن را تباه کردند (نهج البلاغه ، خطبه 67 )

اکنون پس از "20سال" آیا میتوان به درخت پر ثمر خمینی احتجاج کرد و میوۀ «استقلال» را نادیده گرفت و با کسانی که از کشورهای بیگانه برای دخالت در انتخابات مدد می جستند، همنشین شد؟ و اکنون پس از "20سال" آیا میتوان ثمرۀ «ولایت فقیه» امام را نادیده گرفت و در روز تنفیذ، غیبت غیر موجّه داشت؟

- زید فرزند امام کاظم(ع) با افراد ناباب همنشین شد و برخی گناهان را به بهانه امام زاده بودن بی‌پروا انجام داد، امام رضا(ع) به او فرمود: پدرت موسی‌بن‌جعفر که تو به آن افتخار می‌کنی در عبادت چنین و چنان بود و تو چگونه گناه می‌کنی در حالی‌که امام سجاد فرموده است نیکوکار ما دو برابر پاداش و بدکردار ما دو برابر عذاب میشود (عیون اخبار الرضا ج 2 ص 232 )

و اکنون پس "20 سال" آیا می‌توان به فرزندزادگی مرحوم حاج احمد خمینی افتخار کرد و به این بهانه «رأی ملت» را نادیده گرفت و در مراسم هفته دولت از همراهی با منتخب ملت سرباز زد و از سایت‌های ضد انقلاب مدال شجاعت دریافت کرد؟ آن پدری که تو فرزند اویی پیروی از ولایت را به تو وصیت کرد، چگونه پس از تنفیذ همچنان ساز مخالفت زدی؟ فأین تذهبون؟

- جعفر ( کذاب ) فرزند امام هادی(ع) در وهم و خیال امام زاده بودن به جایگاه قائم آل محمد تعرض کرد ،  امّا امام او را کنار زد تا نشان دهد که تنها امام زاده بودن امتیاز نمی‌آورد (بحار الانوار ج 52 ص 42 )

و اکنون پس از "20 سال" آیا میتوان به بهانه نوادۀ امام بودن با کسانی که جوانان این دیار را به کشتن دادند، خندۀ مستانه سر داد و در عروسی فرزند فتنه با سران فتنه همنشین شد؟ به راستی کشتگان حوادث سال گذشته آرزوی رفتن به خانۀ بخت نداشتند؟

جناب آقای سیدحسن، ادعا نداریم جریان فتنه طرفدار ندارد، اما طرفداران فتنه در حرم امام یافت نمی‌شوند ؛    ( مطمئن باشید )  کمی درنگ کنید بسیار بعید می‌دانم امثال « سروش ها » در این "20سال" حتي یکبار هم در مراسم رحلت امام حاضر شده باشند، خود دانید. کمی از اطرافیان موذی فاصله بگیرید، خدا رحمت کند پدر بزرگوارتان را ( سید احمد خمینی ) وقتی جلسه پنجشنبه ها را محفل برخی افراد دید جلسه را تعطیل کرد ولی متأسفانه شما پس از رحلت ایشان به بهانه جمع دوستان پدر، جلسه را از سرگرفتید. نمی‌دانم هنوز جلسه پنجشنبه‌ها هست یا نه ولی در دلسوزی اعضای جلسه کمی تردید کنید .

و در پایان هم اینکه بدانید خون شما رنگین تر از پسرعمویتان ( سید حسین مصطفوی ) نیست ...

 

یا علی – دولت اسلامی

 

 

 

 

دروغ هایی از نوع فتنه ... !؟

دروغ های برتر سال ۱۳۸۸ سران فتنه :

قسمت یک :

 

۱ - محرومیت تصویر داشتم ! - موسوی در اولین نطق تلویزیونی : " خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم و در مهمترین رسانه به سخنرانی می پردازم . در این چندسال متاسفانه محرومیت تصویر داشتم لذا یکی از آرزوهایم این است که مردم از طریق رسانه ملی به تبادل نظر بپردازند " (۲ خرداد ).

حقیقت ماجرا : علی زاهدی تهیه کننده برنامه های فوق العاده ، محرمانه و کوله پشتی و پنجره شبانه می گوید : هنگام تولید پنجره شبانه از دفتر موسوی تقاضای مصاحبه کردیم اما مسئول دفترشان پاسخ داد که ایشان صلاح نمی داند تا در تلویزیون حضور پیدا کند ؛ در جریان تولید برنامه " فوق العاده " دوباره با دفترش تماس گرفتیم اما گفتند که حاضر به مصاحبه نیستند ( ۵ خرداد ) .

۲ - چه کار دارید به لبنان ! - موسوی در مناظره با دکتر احمدی نژاد : " من جا دارد که یک خاطره ای از حضرت امام در اینجا نقل کنم . یک موقعی اسرائیلی ها آمدند و حمله کردند به جنوب لبنان و در داخل کشور همه به این اتفاق رسیدند که ما باید نیرو بفرستیم و به اصطلاح اسرائیلی ها را بیرون و کنار لبنانی ها بجنگیم . همه متفق بودند . آن موقع " شهید همت " هم قرار شد که رئیس لشکرهایی باشد که قرار بود بفرستند . نیروهایی را هم پیشاپیش اعزام کردند که در لبنان بررسی کنند این نیروها در کجا مستقر بشوند . آن شبی که فردایش قرار بود نیروها فرستاده بشود ، به یاد دارم که جلسه روسای سه قوه بود و شهید همت هم آمده بود . مرحوم حاج احمد آقا هم آمدند و گفتند که امام فرمودند راه قدس از کربلا می گذرد یعنی شما بپردازید به جنگتان ، چه کار دارید به لبنان که نیرو بفرستید به آنجا ( !!!؟؟ )

حقیقت ماجرا : سردار سعید قاسمی فرمانده دوران دفاع مقدس و از اعضای قوای محمد رسول ا... اعزامی به لبنان : ۱-فرمانده نیروهای اعزامی به لبنان حاج احمد متوسلیان بود نه شهید همت ! ۲- نیروهای اعزامی به استعداد یک تیپ هم نمی رسید چه رسد به لشکر ! ۳- در عرف نظامی به رئیس لشکرها ، فرمانده نیروها می گویند ! ۴- قوای محمد رسول ا... به سوریه اعزام شده و در پادگان زبدانی مستقر شدند و پس از آن بحث " راه قدس از کربلا می گذرد " پیش آمد و نه قبل از آن ! ۵- نیروها طی ۳ مرحله اعزام شدند که در مرحله سوم مسئولیت نیروها به عهده شهید همت بود ! ۶- بحث راه قدی از کربلا می گذرد ۹ روز پس از اعزام نیروها مطرح شد و نه شب پیش از اعزام ! ۷- راه قدس از کربلا می گذرد توسط خود حضرت امام در ۳۰ خرداد مطرح شد نه توسط حاج احمد آقا ! ۸- این نیروها به فرمان شخص امام و با مصوبه و ابلاغ شورای عالی دفاع به لبنان رفتند و بر اساس دستور امام هم بازگشتند ( ۱۹ خرداد ) .

 

یا علی - انسان کامل

 

 

می خوام نظرتون رو راجع به این عکسها بدونم ...

 

آنخماهو زمان و هیئت همراه : هاشمی ماهو

میر آدولف هیتلر

فکر کنم این بالایی برای میرحسین زیادی باشه ، پایینی چه طوره !؟

 آخرین نفس های فتنه ....

 

کم کم داریم نزدیک می شیم به اون روزایی که یه عده مدام از " قانون مداری " و " ادب مرد به از دولت اوست " حرف می زدن ، نتونستن همین حرفای ریاکارانه و مورد باور یه عده ساده لوح بی خبر رو در عمل ثابت کنن و شدن بازیچه دست کسانی که هدفشون جز تضعیف نظام اسلامی و ولایت فقیه نبود ؛

                                              طرفداران داخلی و خارجی موسوی ... !

 

 

در مورد اینکه این دو طلحه زبیر زمان ، از روی سادگی دست به این اغتشاشات زدن و بازیچه و دلقک غربی ها شدن یا اینکه هدف واقعی شون هم همین بود و مثلا یه انقلاب رنگی دیگه ، دقیقا اطلاع ندارم ( اما مطمئنا دومی درست تره ) ؛ اما باید بگم که همین ساده لوحی یا انقلاب رنگی همین نمک خوران نمکدان شکن در حالت کلی سودی برای خودشان و نظام نداشت ؛

         طرفداران معروف موسوی ... !               نماز جمعه طرفداران موسوی ... !

      

فتنه این دو ابر اغتشاشگر و اوباش دور و بر آنها به خوبی برای مردم روشن شد جایی که همین مردم سبزی که در چند روز اول آشوب های خیابانی از 4یا 5 میلیون هم بیشتر بودن ، به تدریج و با افشا و برملا شدن چهره کریه منظر سران فتنه ، راهشان را که ابتدا از روی فریب سخنان تقلب این آشوبگران با آنها پیوند داده بودن جدا کردن ، مرجع نماهایی پیدا شدن و رئیس جمهور مورد تایید مردم و رهبری رو حرامزاده خواندند و در ادامه هم دیده شد که هر روز بخصوصی که این آشوبگران به صحنه آمدند ، روز به روز نازل تر شدن و هر روز نسبت به دیروز چهره پلید واقعیشان آشکارتر شد آن سان که در روز قدس که متعلق به فلسطین است شعار نه غزه را سر دادند و به عکس امام ره بی حرمتی کردند و بدون سند و مدرک مستدل و فقط از روی ساده لوحی نظام را به تجاوز در زندان ها متهم ساختند  - کشته های دروغین و لیست های 72 نفره کشته شدگان حوادث را سامان دادند ؛ با این اتفاقات کاملا مشخص شده بود که عمر این جریان بی سر و ته با سرعت تمام در حال افول و نابودی است و این اتفاق هم در روز عاشورا رخ داد روزی که متعلق به اباعبدالله بود و یک عده بی منطق بی اصالت کم بصیرت ، در این روز مقدس به سوت و کف زنی پرداختند و مردم عزادار را زدند و بانک ها و وسایل نقلیه را آتش زدند و شعار مرگ بر ولایت فقیه سر دادند ؛ تاسف بار تر آن بود که موسوی خائن در روز بعدو طی بیانیه ای این عده را " مردمی خداجوی " نامید ؛

                      ماجرای کشته سازی های دروغین... ! ( ترانه موسوی و محسن ایمانی )

 

اینجا بود که دیگر مردم انقلابی ایران این بی حرمتی را تحمل نکردند و در 9 دیماه با آن شکوه وصف ناشدنی به صحنه آمدند و پایه های پوسیده این جریان را از زمین کندند و در راهپیمایی 22 بهمن ماه نفس آخر این جریان را گرفته و ریشه پلید آنها را خشکاندند ؛

  

توصیفی کوتاه بود از آنچه که در این 9 ماه ، یک عده جیره و مواجب بگیر غرب بر سر ایران اسلامی آوردند ؛ حال این جریان در تلاش است تا در خردادماه سالجاری به یاد آن آشوبهای 1388 ، اغتشاشات نوینی را سامان دهند که بحمدالله و با آگاهی بالای مردم ایران ، برنامه های ناصواب این روبهان کفتارصفت باز هم در نطفه خفه شده و خودشان خواهند ماند و شناسنامه پر از علامت سیاهشان ...

 

یا علی

میر وقیح ...

 

و آنگاه که موسوی علنا از تروریست های جانی حمایت می کند !؟!...

 

- موسوی در بیانیه ای اعدام ۵ عضو گروهک تروریستی پژاک و انجمن پادشاهی را که در بمبگذاری حسینیه شهدای شیراز و سنندج و تهران دست داشتند را دارای حواشی تردید برانگیز !!! خوانده و قوه قضائیه را به طرفداری از صاحبان قدرت و مکنت !!! متهم ساخته ...

این هم از آخر و عاقبت کسی که توهم کار دستش داده و بازیچه بی جیره و مواجب غربی ها شده ...

- کاریکاتوریست مشهور روزنامه های طرفدار اصلاحات که خارج نشین است ، کاریکاتوری بی شرمانه از امام راحل منتشر کرده است ...

کجایند مدعیان خط امام که هرجا از منطق و شعور کم می آورند از امام ره مایه می گذارند !؟

-

 

- با بازداشت محمد داوری سردبیر سایت سحام نیوز و وابسته به حزب اعتماد ملی !!!مهدی کروبی در نامه ای از دادستان تهران خواست تا درباره ادعای شکنجه و تجاوز چند ماه قبل خود از وی سوالی نکنند ...

بیچاره شیخ ساده لوح و خوش باور که در اواخر عمرش اینگونه آبرویش را به بازی گرفته اند ...

 

 

 

- به رغم آشکار شدن نیات پلید و شوم عوامل و سران فتنه و وضع فلاکت بار آنها ،هاشمی رفسنجانی در دیدار با مدیران دولت های سازندگی و اصلاحات تاکید کرده : " هنوز به راه حل های ارائه شده در آخرین نماز جمعه خود برای برون رفت از وضعیت فعلی ؟؟؟! معتقدم ...

عزیزم ؟! به بازگشت پسر گلتون چی ؟! به افاضات فائزه جونتون چی ؟! اصلا به چی معتقدید ؟!!

 

موضوع مرتبط : توضيحات دادستان تهران درباره 5 تروريست اعدامي و حمايت سران فتنه از آنها ...@

 

یا علی - انسان کامل

 

 

در ادامه فتنه ...!

 

آخرین خبرها از فتنه گران غربزده ...

 

 درخواست ضد انقلاب از سران فتنه !

 
 

در حالی که حضور سران فتنه در اجتماعات مختلف از جمله روز قدس،نمایشگاه مطبوعات،13 آبان و 22 بهمن با اعتراضات مردمی همراه بود، و مردم از آنها با شعار مرگ بر منافق استقبال کردند،درخواست هایی از سوی سایت های ضد انقلاب برای حضور سران فتنه در نمایشگاه کتاب شده است.بالاترین که زیر نظر منوشه امیر صهیونیست ایرانی الاصل و مدیر شبکه فارسی رادیو اسرائیل اداره می شود از موسوی و کروبی و زهرا رهنورد دعوت کرد برای زنده نگه داشتن جنبش سبز از فرصت شلوغی نمایشگاه کتاب استفاده کرده و از این نمایشگاه بازدید کنند!سایت زیر نظر رژیم صهیونیستی از این سه نفر درخواست کرد با اعلام قبلی در این نمایشگاه شرکت کنند تا مخالفان نظام آنها را همراهی کنندسایت بالاترین که خیلی نگران امنیت نیروهای وابسته به جنبش فتنه است به آنها توصیه کرد مراقب باشند زیرا فضای نمایشگاه مثل خیابان نیست که بتوانند فرار کنند و لذا احتمال دستگیری آنها وجود دارد.این سایت که در ماه های قبل از انتخابات ریاست جمهوری با هدف تبلیغ میرحسین اقدام به درج اهانت آمیزترین مطالب در قالب خبر و طنزهای تمسخرآمیز علیه کروبی می کرد این روزها از وی با عنوان شیخ شجاع نام برده و با لحنی چاپلوسانه خطاب به کروبی نوشته: "شیخ عزیز امید داریم که در نمایشگاه کتاب سبزها را تنها نگذاری همانند اینکه در بسیاری از تجمعات ما را تنها نگذاشتی! "سایت زیر نظر رژیم صهیونیستی با مصادره سرود حزب مشارکت در انتخابات مجلس هشتم به تحریک کروبی پرداخته و نوشته است شیخ مهدی عزیز منتظر حضورت در نمایشگاه کتاب هستیم. همچون سایر تجمعات همراه شو عزیز!

 

دستگیری تعدادی از اغتشاشگران فراری در مرزها !
 

تعدادی از اغتشاشگران فراری هنگام تلاش برای عبور از یکی از نقاط مرزی دستگیر شده اند.،تعدادی از اغتشاشگرانی که تصاویر آنان منتشر شده بود،به طور جداگانه قصد خروج غیر قانونی از کشور را داشته اند که برخی از آنها توسط گروهان های مرزی دستگیر شده اند.

 

کروبی هم اعتراف کرد !
 

کروبی با اعتراف تلویحی به اینکه بخشی از عناصر جنبش سبز ساختارشکن هستند خواستار پالایش این جنبش شد!مهدی کروبی در پی شکست غیرقابل پیش بینی خود در انتخابات سال گذشته با ادعاهای بی اساسی مانند تقلب در انتخابات، تجاوز جنسی به زندانیان، شکنجه بازداشت شدگان از یک سو برای رسانه های ضد انقلاب خوراک لذیذ تهیه کرده و از سوی دیگر در داخل کشور باعث تشویش افکار مردم شد و به همین خاطر از مردم وفادار به نظام لقب «یکی از سران فتنه» و از سوی بیگانگان لقب شیخ شجاع را دریافت کرد. وی در دیداری که روز گذشته با برخی فارغ التحصیلان دانشکده خبر داشت، تاکید کرد: جنبش سبز نباید دچار احساسات و امور ساختارشکنانه شود و ما باید با حرکت رو به جلو به آسیب شناسی درونی خود بپردازیم.کروبی در این دیدار ضمن اینکه به طور تلویحی پذیرفت بخشی از عناصر جنبش سبز ساختارشکن هستند اما حاضر نشد این رفتارها را محکوم کند.کروبی در این دیدار مدعی شد متاسفانه خود محوری ها و قانون گریزی ها کشور را به مرحله خطرناکی سوق داده که نتیجه آن وقایع تلخ و تاسف بار بعد از انتخابات است.


 محمدجوادلاریجانی:انحرافات سال گذشته

از دوران ریاست جمهوری هاشمی کلید خورد !
 

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه شروع انحرافات پس از دهمین دوره ریاست جمهوری را از دور دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی دانست. دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه، حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر را مشابه سال های اول انقلاب ارزیابی و اعضای حزب کارگزاران را به منافقین قبل از انقلاب تشبیه کرد.

*سابقه داران انقلاب از پشت به نظام خنجر زدند!این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه به انحرافات ایجاد شده پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اشاره کرد و گفت: متاسفانه برخی کسانی که در جبهه و جنگ حضور داشته و خدمات بسیاری نیز در طول دوران انقلاب از خود نشان داده بودند و سابقه انقلابی داشتند، دچار انحراف شده و آرام آرام به نفاق رسیدند و به بهانه انتخابات از پشت به نظام خنجر زدند که با این اقدام همان جریان منافقان ابتدای انقلاب تکرار شد.

*انحرافات از دوران هاشمی شروع شد!‌لاریجانی شروع انحرافات پس از دهمین دوره ریاست جمهوری را از دور دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی دانست و خاطر نشان کرد: در آن دوره عده ای آمدند و گفتند این طور نمی توانیم همانند کشورهای دیگر پیشرفت کنیم، چون اسلام برای زندگی خصوصی است و ما باید حکومتمان را سکولار قرار دهیم.وی افزود: اعضای حزب کارگزاران سازندگی می‌گفتند ما بچه مسلمانهایی هستیم که طرفدار نظام سکولار هستیم و این افراد همانند همان بچه مسلمانهای قبل از انقلاب بودند که منافقین را تشکیل دادند. در زمان امام خمینی (ره) همین آقای موسوی طرفدار فقه پویا بود که تاکید می کرد این فقه نباید در قوانین ما بیاید که امام (ره) گفتند فقه ما سنتی و جواهری است. 

 

گاف مضحک ديگر از سايت اصلی سران فتنه!
 
 

خبر سازی و توهمات سایت بالاترین باردیگر با انتشار ازدحام شدید سبزها در محل برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب برملا شد.سایت بالاترین طی خبری کذب از ازدحام شدید سبزها در چهارراه پارک وی برای رفتن به نمایشگاه کتاب گزارش داد.این خبر کذب در حالی از سوی سایت دروغ پرداز بالاترین منتشر می شود که نه تنها هیچ خبری در چهارراه پارک وی نیست بلکه نمایشگاه کتاب چند سالی است که دیگر در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران برگزار نمی‌شود و به مصلی تهران منتقل شده است.نکته ای که سایت دروغ پرداز بالاترین از آن غافل بوده و نشان داد که چگونه جریان فتنه با توهمات خود فضای مجازی را آلوده به دروغ ساخته اند.

از شورشگران ...

 

خبرهای سیاسی روز از نوع رنگ سبز ریایی :

 

1-) موسوی احمدی نژادی :

 

باقی ماندن میر حسین موسوی در منصب ریاست فرهنگستان هنر با حکم قبلی احمدی نژاد ، این تردید و پرسش را در میان حامیان موسوی مطرح نموده که اگر در اعتراض به نتیجه انتخابات موسوی همکاری با دولت را تحریم کرده ، پس چرا هنوز موسوی از سمتش استعفا نداده ؟! ( فرهنگستان هنر زیر مجموعه ای از ریاست جمهوری است )

 

2-) دروغ گویی از نوع ملاقات :

 

در حالیکه این روزها حسینعلی منتظری ( قائم مقام معزول امام ) و صانعی ( مدعی مرجعیت ) که به تازگی نسبت شرم آور و مستحق حد و تعزیر ( حرامزاده ) را به رئیس جمهور داده بود ، شدیدا دنبال درخواست ملاقات با سایر مراجع عظام تقلید قم بودند تا از این طریق وجهه منافقانه برملا شده خود را تا حدودی التیام بخشیده و همراهی سایر مراجع با افکار خود را نشان دهند ، با پاسخ منفی ملاقات با دفاتر آیت ا... مکارم شیرازی و سبحانی و نوری همدانی شده اند .

 

3-) پرداخت 20000000 برای آزادی :

 

محمد رضا جلایی پور ( مدیر و سخنگوی پویش موج سوم متعلق به موسوی و خاتمی ، پس از 88 روز آزاد شد ؛ همچنین علی رضا بهشتی ( عضو مرکزی ستاد موسوی ) با قرار وثیقه 2 میلیارد ریالی آزاد شد .

 

4-)  فراری های عریان سبز پوش :

 

شیرین نشاط فرزند سرلشکر نشاط ( فرمانده معدوم گارد شاهنشاهیو عامل کشتار مردم تهران در 1357 ) به خاطر فیلم " زنان بدون مردان " و حنا مخملباف (  فرزند محسن مخملباف و مسئول ستاد موسوی در خارج کشور ) به خاطر فیلم " روزهای سبز " ، جایزه شیر بچه طلایی و تندیس شجاعت را از جشنواره صهیونیستی فیلم " ونیز : دریافت کردند .؛ نشاط در این مراسم با یک لباس نیمه عریان سبز رنگ و دیگر عوامل فیلم هم شال های سبز یر گردنشان آویزان کرده بودند .

 

5-) تعیین شعار از طرف اسرائیلی ها برای سبز های ایران در روز قدس :

 

سایت همدمی ( وابسته به وزارت خارجه رژیم اسرائیل ) از رنگی ها خواسته بود تا در روز قدس شعار " نه غزه نه لبنان ، جانم فدای ایران " را سر دهند .

 

6-) و این بار سوء استفاده موسوی از دانشجویان :

 

شکست پی در پی تلاش های تخریبی موسوی و بیانیه های متعدد او ، باعث تمرکز این قدرت طلب روی آغاز سال تحصیلی شده ؛ وی ابتدای شهریور گفت : " قصد دارد در شهریور ماه سکوت اختیار کند ، اما پس از شهریور ماه تکلیف مسائل را روشن خواهد کرد !!!؟؟؟

 

7-) ترور روحانی سنی حامی احمدی نژاد :

 

ماموستا برهان عالی ، امام جمعه موقت سنندج و مسئول کمیته روحانیون ستاد حمایت های مردمی دکتر احمدی نژاد در زمان تبلیغات انتخابات دهم ، پس از اقامه نماز تراویح در شب قدر و بازگشت به منزل ، در مقابل منزلش توسط افراد ناشناس ( ؟؟؟!!! ) هدف گلوله قرار گرفته و به شهادت رسید .

 

۸-) اگه فردا عید نشه ، حتما تقلب شده ...!!!

 

روز شنبه و در آستانه عید سعید فطر پیامکهای مشابهی با مضمون تقلب در تعیین عید فطر به سرعت در جامعه منتشر شد ... دو نمونه این پیامک ها به این قرار است:
روزه داران عزیز. یکشنبه عیدفطر خواهد بود. اگر فردا عید فطر اعلام نشود، ماه و خورشید و فلک شعبده بازی و صحنه آرایی کرده اند .

هموطن، فردا عیدفطر است. اگر نبود حتما تقلب شده. با خوردن روزه هایتان این اقدام کودتاچی ها را خنثی کنید.

خوشبختانه عید هم شد و روسیاهی به سبز ها ماند.

 

۹-) قصد کروبی برای فرار از ایران :

 

مهدی کروبی بخشی از اموال خود را از ایران خارج کرده است . مهدی کروبی از 6 تیر لغایت 18 شهریور 88 طی 38 مرحله، مبلغ 24 میلیون و 829 هزار و 480 یورو را به خارج از کشور انتقال داده است.با توجه به این حجم بالای نقل و انتقال ارزی، احتمالاً کروبی قصد خروج از ایران را دارد که بر همین اساس به نظر می رسد وی در اولین فرصت ممنوع الخروج شود.

 

یا علی

 

شتاب جریان سبز اصلاحات با موتور تغییر جهت نابودی ...

 

مرگ تدریجی اصلاحات ... !!!

 

هدفم بیان اتفاقات تلخ بعد از انتخابات نیست و قصدی هم برای بیان تقصیرات ندارم ، زیرا همگان به روشنی بدان واقفند ، اما آنچه که این روزها در حال وقوع است ، تلاش چشمگیر و عجولانه مدعیان فریبکار اصلاح طلبی برای نابودی خود است .

 

یک سوال و آن اینکه :

آیا قدرت طلبی تا این حد برای عده ای شیرین است ؟!

 

رسیدن به قدرت با انواع : اهانت ها ، دروغ ها ، فریبکاری ها ، ریا کاری ها ، دشمن شاد کنی ها و در آخر به بازی گرفتن جان جوانان ملت برای ۴ سال قدرت طلبی و کاخ نشینی ...

 

آیا نقطه اتکای یک جریان به اصطلاح مدرن و به روزی چون دوم خرداد ، امثال ساده لوحان و بیماران روانی چون : شیخ مهدی کروبی می باشد ؟ ناراحت نشوید و گلایه هم از بنده نکنید ، چون خودتان هم به این مطلب واقفید !

 

آقایان و خواهران خوش باور و ساده لوح طرفدار ۲ خردادی ها :

 

-آیا هیچ می دانید که سران ورشکسته سیاسی شده اصلاح طلبی ، برای حفظ باطل خود ، چه فریبکارانه شما را به صحنه کشیدند ؟! و در عوض خود در خانه ها ماندند و به جان گرانبهای شما ارزشی هر چند کوچک هم قائل نشدند و به شما و پوچی تان خندیدند ؟!

-آیا می دانید که این اقدامات نابخردانه ، تا چه حد مایه مسرت دشمنان این مرز و بوم شد ؟!

- هیچ می دانید که مشوقان شما در این راه ، امثال مریم و مسعود رجوی های قاتل و منافقین و سلطنت طلبان و میهن فروشان و لس آنجلس نشینان بی غیرت و خوانندگان آن ور آب دریوزه و اسرائیلی های خونخوار و شبکه های استکباری و استعماری العربیه و بی بی سی فارسی و فاکس نیوز و ... بودند ؟!

درست است که نظام اسلامی ما با اینگونه اقدامات ضربه نمی خورد بلکه هوشیارتر می شود اما برادر و خواهر ساده دل من ! هیچ می دانید که این اقدامات تخریبی شما تا چه حد وجهه ایران اسلامی را در جهان تیره کرد ؟! در حالی که ادعای خود شما و بزرگان خائن شما ، سرافرازی ایران بود ؟!

-بزرگان شما که در مصاحبه ها و مناظره ها ، بر قانون اساسی تکیه کرده بودند ، کدام قانون را اجرا کردند ؟! قانون اساسی ایران یا قانون جنگلی بیگانگان را ؟!

 

اما دیگر گذشته ها گذشته و حال را در نظر بگیرید که دیگر " قارسون دستمال بدست " ( البته با عرض معذرت ) عده ای قدرت طلب و سودجو نباشید ! باور کنید که هدف تمام این روسای گردن کلفت دوم خردادی از خاتمی گرفته تا موسوی فریب خورده و حجاریان تئوریسین و رمضان زاده و نبوی و میردامادی و کرباسچی و کروبی بدبخت و امثال این ها ، تغییر نظام بود و حاشیه کردن ولایت فقیه و انقلاباتی مخملی و آرام چون : گل رز گرجستان و نارنجی اوکراین و گل سرخ قرقیزستان !

باور کنید و خود را بیش از این به اندک ریالی نفروشید .

 

وای بر قاتلان هموطنانم : موسوی و کروبی

 

یا علی

 

در سراب ادعای تغییر کروبی ...

 

از واقعیت تا دروغ شعار " تغییر "  شیخ کروبی ...!

 

به رسم اکثر انتخابات قبلی ریاست جمهوری ، باز هم جناب شیخ کروبی ( شیخ اصلاحات ) و صد البته عنصر بر هم زننده اتحاد اصلاح طلبان ( به ادعای خود اصلاح طلبان ) بود که ماه ها قبل از انتخابات دهم ، کاندیداتوری خود را رسما اعلام و تاکید کرد که به هیچ وجه به نفع کسی کنار نخواهد رفت ! تا اینکه انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا انجام و اوبامای رنگین پوست با شعار " تغییر " ، حائز اکثریت آراء شد ( البته این را هم در نظر داشته باشیم که به طور کلی ، حال و هوای متن جامعه آمریکا ، به گونه ای بود که در حقیقت مردم از بوش پسر ، در حد اعلا ناامید بوده و به فردی با این شعار به روز نیاز داشتند ) – جالب اینکه شیخ ما یعنی جناب کروبی درست پس از چند روز از این اتفاق ، اعلام کرد که او هم مثل اوباما با شعار " تغییر " خواهد آمد ؛ این شعار به خودی خود نه تنها که بد نیست بلکه اگر در جهت صحیح خود بوده و حاصل این تغییر ، رسیدن مردم به حق قانونی خود بوده و باعث عظیم تر شدن گستره عدالت در جامعه باشد ، بسیار زیبنده نیز می باشد ؛ شاید ما هم در ابتدا با طرح آن از جانب شیخ مشکلی نداشتیم اما درست همین چند روز پیش بود که معنی " تغییر " شیخ را فهمیدیم ! " آقای غلامحسین کرباسچی ، به عنوان مسئول ستاد انتخاباتی و مشاورعالی جناب شیخ مهدی کروبی منصوب شدند " !  حال تصور کنید که با وجود نامی چون کرباسچی ، چه بر سر عدالت و حق و حق خواهي خواهد آمد ؟! کرباسچی ! همان که حدود 7.8 سال پیش ، به در دادگاه به اختلاس ميلياردي محکوم شد ! همان که در زمان تصدی شهرداری تهران ، چه میلیاردها پولی را که بالا نکشید! همان که برای هر عضو خانواه و بستگان دور و نزدیک و آشنايانش ، چه امکاناتی باد آورده اي ( اتومبیل – ساختمان و ... ) را که فراهم ننمود ( از كيسه خليفه بخشيد ) ! همان که اعتقاد داشت هم باید لیبرال بود و هم عدالت را گستراند و هم مسلمان بود !!! ( همان عضو حزب ليبرال مسلمان كارگزاران ) ! همان که معتقد بود باید برای پیشرفت امور ، عده ای باید تا خرخره بخورند و بالا بیاورند و عده ای هم ، گدا و گشنه بمانند ! کرباسچی ! همان که تلقی او از خصوصی سازی ، اختصاصی سازی بود ! و در آخر کرباسچی ! همان قلدر مآبی که معتقد بود هم باید برای مردم کار کرد و در عوض هم از جیب بیت المال به نفع خود خرج کرد !

اما در آخر سوال ما از شیخ اصلاحات این باشد که : آیا شما واقعا به دور و بر خود و چاپلوسانی که اطرافتان را احاطه کرده اند و حاضرند حتی " کفش شما را با افتخار واکس بزنند یا حتی لیس بزنند ، چقدر مسلط هستید ؟! آیا اگر قرار باشد شما رئیس جمهور کشور و عهده دار امورات آن باشید ، باز هم ممکن است با یک تملق از طرف یک شخص ، کل کارهای مملکت را با نظر او انجام دهید و به او بسپاريد ؟! اصلا منظورتان از " تغییر " کدام تغییر است ؟! تغییر لیبرالی یا تغییر اسلامی ؟!

 

البته ، این کارها  از طرف شیخ گل ما چندان بی سابقه هم نیست ، مثل زمانی که وقتی از او پرسیدند : چرا در انتخابات مجلس از شهرام جزایری پول گرفتی ؟! او هم در جواب گفت که : مگر آدم از دوست خود هدیه نمی گیرد ؟! شايد هم همان ۵۰۰۰۰ توماني را كه قرار بود ايشان در صورت رياست جمهوري دوره نهم به مردم پرداخت كنند - باز هم هدیه یکی دیگر از دوستان میلیونر ایشان بود !!!!؟؟؟؟

 راستی ! کروبی جان ! این بار مبلغ در نظر گرفته تان برای مردم چقدر است ؟!!!

یا علی ...

 

 

 

  آری ! همیشه پای یک زن در میان است ...

             " وقتی که در جهان مردی نباشد  "

 

 

این توضیح را در ابتدای مطلب بگویم که هدف این سخن ، خدایی ناکرده از بین بردن شان والای یک زن اصیل و مومن ایرانی بلکه زنان مومنه کل جهان نیست ، فقط هدف این مطلب بررسی بیشتر یک سخن تاریخی است ( هر چند درست باشد یا نباشد ) ؛

 

پیش از این هر از چندگاهی از بعضی دوستان یا آشنایان می شنیدم که تا به حال هر اتفاق غیر معمولی که از ابتدای تاریخ در دنیا اتفاق افتاده ، خصوصا شکنجه و جنگ ، همیشه در پشت صحنه آن یک زن گرداننده بازی بوده است ؛ اما باور کنید که خودم اعتقاد زیادی به این گفته ها نداشتم ؛ ولی حدود چند سالی هست که دیده می شود به احتمال قوی ، این حرف ها زیاد هم بی ربط نبوده ! دلیل آن ؟ دلیل تاریخی : یکی همین ماجرای یوزارسیف است که حدود 7 سال از عمرش را در اثر مکر و زیاده خواهی بی شرمانه یک زن ( زلیخا ) ، در زندان سپری کرد ! جالب تر اینکه همسر این زن نیز از مکر او چنان متضرر شد که در آخر زندگی با آن همه قدرت و شکوه ، در غربت بی کسی و خیانت زن ، از قید حیات فارغ شد ؛ و ماجراهایی از این دست که در طول تاریخ بسیارند !

 

 

 

اما اگر زیاد هم دوربین نباشیم و به عصر کنونی خودمان توجه کنیم ، به راحتی می بینیم که در حال حاضر ، موضوع مورد بحث کاملا مصداق دارد ! " رایس و لیونی " ، وزیران خارجه آمریکا و رژیم جعلی اسرائیل ! فکر نکنم بر کسی پوشیده باشد که در عرض این 8-7 سال ، هر جنگی که با بهانه های مختلف از جمله : نابودی تروریست ها از بین بردن افراط گرایی در جهان  برپایی دموکراسی در کشورها  حفظ حقوق بشر ملت ها و ... در جهان رخ داده ، در اصل همین دو مفسده عالم ، از برپاکنندگان و مشوقان  همیشگی آن بوده اند ؛ حتی به تازگی همین خانم لیونی گفته که : " ما نماینده دنیای آزاد هستیم و برای حفظ ارزش ها  با فلسطینیان می جنگیم و به آن هم افتخار می کنیم " ؛ نمی خواهم زیاد در این وارد شوم که همه از ماجرای واقعی آگاهند !

 

با نگاهی به پرونده جنایات این دو مفسده قرن ، بیشتر با خوی بی شرمانه این دو آشنا می شویم :

* رایس :

-     پی ریزی و مقدمه چینی حمله به افغانستان به بهانه واهی از بین بردن طالبان و مبارزه با افراطیون و تروریست ها !

-     پی ریزی و مقدمه چینی حمله به عراق به بهانه واهی از بین بردن صدام و سلاح های شیمیایی آن کشور !

* لیونی :

-     مقدمات حمله به لبنان و جنگ 33 روزه با این کشور به بهانه واهی از بین بردن حزب الله و قدرت نظامی اش !

-     مقدمات و آغاز کننده حمله به غزه 360 کیلومتری به بهانه واهی از بین بردن حماس و موشک های مقاومت !

 

درسته ! از نظر این اوباشان زن قرن و وحشیان عالم ، دنیای آزاد یعنی : - اشغال وطن مادری یک ملت کشتن مادران و کودکان بی سرپناه   حمله به مساجد و بیمارستان ها و اردوگاه ها   بستن مرزها و تحت فشار اقتصادی بردن 1.5 میلیون آدم !

قبول کنید که در مملکت اسلامی ما هم عده ای مرد نما هستند که فقط مذکرند و صدای مردانه دارند ، اما در عمل ، از موش 10 سانتی هم کمتراند و جالب تر اینکه می خواهند ریاست کشور را هم در دست بگیرند   علیرغم اینکه در گذشته ریاست و مسئولیت خویش ، هر آنچه در چنته داشته اند ، رو کرده اند و مردم هم برخلاف نظر آنها ،  به همه چیز واقفند  و راستی و بی صداقتی را به راحتی از هم تمییز می کنند ...!!!

 

یا علی

 

 

دفاع از هم جنس بازی و بهائیت و چند

همسری زنان بر خون و آتش غزه ارجح است ...

 

 

شیرین عبادی .... نامی که برای همگان آشناست ... قاضی زمان شاه ملعون ... وکیل مدافع حال حاضر ...برنده جایزه صلح نوبل ادبیات از دستان پر مهر ژاک شیراک ، رئیس جمهور سابق فرانسه ... رئیس دفتر غیرقانونی پلمپ شده حمایت از حقوق بشر و ...

 

 

اولا خدمت شما دوستان محترم بگم که این خانم اصلا شایستگی این رو نداره که اسمش در این وبلاگ بلکه هر وبلاگ و سایت و خبرگزاری دیگری بیاد ، چون لایق اون نیست و اینقدر ارزش نداره که بیشتر از این مطرح شه  ؛ اما برای این که خودش هم بدونه و ما هم بدونیم کسانی که دم از دموکراسی و جامعه مدنی و حقوق بشر می زنن و حقوق زن رو در ایران اسلامی نقض شده می بینن و به نظرش برای این که خودمونو با دنیا تطبیق بدیم ، باید اسلام رو با حقوق بشر غربی اصلاح کنیم ، چه موجوات ریاکار و پلیدی هستن ، شاید نوشتن این مطلب بیجا نباشه ، البته لازمه که این رو هم بگم که چگونه از کسی توقعي داريد حال آنكه خداوند مومنين را از ياري گرفتن از گمراهان نهي كرده آنجا كه فرموده : و ما كنت متخذ المضلين عضدا ؛

 

 در شرایطی که این روزها غزه ۳۶۰ کیلومتری فلسطین ، قلب تپنده جهان اسلام غرق در خون و آتش و نامردی است و عرب های بی غیرت نه تنها کمکی به برادران خود نمی کنند که علیه شان هم موضع می گیرند ، سکوت معنادار بسیاری از مدعیان روشنفکری و مدافع حقوق بشر در دنیا چون شیرین عبادی در قبال جنایات غزه در حالی ادامه دارد که وی جایزه صلح نوبل را در سال 2003 آن هم با آن وضع پوششی قبیح از دستان ژاک شیراک دریافت کرد اما در قبال جنایات اخیر صهیونیست ها در غزه کمترین تحرکی از خود بروز نداده است و تنها اعلام همدردی با مردم غزه چاره کار نیست ؛ در اینجا لازم است که از شیرین عبادی چند سوال را جویا شویم !؟:

1-   آیا به وجود خدا معتقدید ؟!

2-   آیا مسلمانید ؟!

3-   اگر مسلمانید ، به فرموده های پیامبر عظیم الشان اسلام پایبند هستید ؟! و اگر شیعه هستید به فرمایشات ائمه بزرگوار اعتقادی دارید ؟!

4-  آیا قرآن را و احادیث و روایات را قبول دارید ؟!

5-  اگر جواب مثبت است ، آیا به ولایت فقیه معتقدید ؟!

6-  اگر قبول دارید پس حتما احکام اسلامی را هم که در قالب رسائل آمده می پذیرید ؟!

اما خانم محترم ! اگر که جواب منفی است ، دیگر با شما کاری نداریم و شما هم بروید و به امورات حقوق بشری و همجنس بازی و بهائیت دخترتان بپردازید ! اما اگر جواب موارد بالا آری است ، بی شک دروغگویید و ریاکار و  پست تر از آنچه که شاید تا حالا در مورد خودتان فکر می کردید !

- در کجای اسلام آمده که یک مسلمان ، چه زن و چه مرد ، می تواند همجنس باز باشد یا از آن حمایت بکند ؟!

- از کی تاکنون بهائیت شده است دین که شما از پیروان منحرف آن دفاع کنید یا وکالتشان را بپذیرید ؟! ( اگر نمی دانید که البته می دانید ، بروید و تاریخچه و اهداف استعمار پیر را از راه اندازی این مذهب قلابی ، بخوانید ! )

- چند همسری زن در کجای اسلام و روایات و احادیث آمده که ما نمی دانیم ، اما شما می دانید و دفاع می کنید ؟!

- اگر که اسلام و در راس آن قرآن عظیم الشان ، مجموعه ای از احکام سیاسی و اجتماعی و حکومتی است که خود می تواند دنیا را اداره کند پس ما را با دموکراسی و حقوق بشر غربی و تطبیق اسلام با آنها چه کار ؟!   

شما که مثلا دستی بر آتش دارید و با دریافت جایزه صلح نوبل فردی شناخته شده در جهان هستید و معتقدید که حرفتان در دنیا خریدار دارد ، پس سکوت چرا ؟!

 

فکر نکنم که بتوانید سوالات بالا را جواب دهید ، چرا که جوابی ندارید ! اما فکر می کنم که این را حتما در قرآن خوانده اید که بر هر مسلمانی واجب است در مقابل تجاوز کفار به مسلمانی دیگر ، به یاری او برخیزد ! در روایات و احادیث و رسائل عملیه هم که اگر مطالعه کرده باشید ، حتما دیده اید که یک مسلمان باید یار یک مسلمان دیگر در برابر مشکلات پیش آمده باشد و خود را بی مسئولیت نداند هر چند که با حمایت تبلیغی باشد !

 

آیا کشته شدن دلخراش یک مسلمان که نه ، بلکه ده ها انسان در راه  دفاع از سرزمین و خانه خویش ، جرم است ؟! اگر جرم نیست ، پس شما کجایید ؟!

 زمانی که سه چهار نفر همجنس باز بی غیرت می آیند و تجمع می کنند و خواسته نامعقول خود را از دولت ایران مطرح می کنند و شما هم از آنها حمایت جانانه می کنید ، آیا خون این انسان های منحرف شده از انسانیت از خون انسان های مظلوم غزه رنگین تر است ؟!

شاید شما اصلا به این دلیل جایزه صلح نوبل کذایی صهیونیستی را دریافت کرده اید که به این امور کاری نداشته باشید ! شاید هم به این دلیا این جایزه را به شما داده اند که کارتان دفاع از فلان فریب خورده سیاسی و قاچاقچی و کلاهبردار حرفه ای باشد و کاری به جنایات صورت گرفته و در حال وقوع درعراق و لبنان و افغانستان و فلسطین نداشته باشید !

این فرضیه به این خاطر در ذهنم خطور کرد که می بینم تا حال هر کسی این جایزه به اصطلاح صلح  را دریافت کرده ، یم صهیون تمام عیار بوده  ، مثل شارون و اسحاق رابین و بگین و شیمون پرز ! کدام یک از این آدم های بدبخت طرفدار صلح بوده اند ؟!

شما بگویید ؟!

پس به بنده حق بدهید که شک کنم این جایزه در راستای اهداف ارزشی انسان ها به شما داده شده ! چرا که تاریخ این را نشان نداده !

یا علی ...

 

 

قسمت دوم ... !!!

 

اگر چه می آیم ...

اما از نیامدن خود مطمئن هستم ...

قسمت دوم ...

 

 

..... كارشناس مذكور كه از شدت خستگي و كم خوابي به علت تلاش فراوان در جهت اشاعه آزادي و جامعه مدني و دموكراسي ؛ درست معلوم نبود چي مي گفت ، تصريح كرد : " آزادي نبايد حد و مرزي داشته باشه ، زيرا آزادي همراه با محدوديت كه آزادي نيستش ؛ مثلا وقتي كه هم حزبي بنده مثل اون مرتد بيچاره ( آغاجري رو ميگم ) ، اومد جلو و تو يه دانشگاهي هر چي دلش خواست به دين و امام و مراجع گفت و در آخرش هم مردم عزيز كشورمو به ميمون تشبيه كرد و تازگي ها هم همين گنجي وطن فروش و بي دين كه اومده و راجع به منجي آخرالزمان يه بلغورايي كرده و حضرت لوط رو هم بي نصيب نذاشته و به اون نسبت زنا ( نعوذبالله ) داده و پيامبر اكرم ( ص ) رو هم خشونت طلب ناميده و كار رو به جايي رسونده كه حتي عطاالله فراري هم براش ايراد گرفته ؛ به اينا اصلا نبايد گير بدن ، مثل زمان زمامداري خود من كه وقتي خائني اكبر جون گنجي فاش شد و تو زندان افتاد ، من به همراه رفقا براش شب شعر ترتيب داديم و براي آزاديش از زندان دعاي توسل و زيارت عاشورا بر پا كرديم ؛ "

وي ادامه داد : " يه عده به اسم دين با جوونا برخورد ميكنن ، يه عده هم به اسم جوونا با دين برخورد ميكنن و يه عده اي هم همينطور الكي به هم برخورد ميكنن كه در اينجور حوادث ، بايد پليس بياد و كروكي حادثه رو بكشه ؛ "

 

 

اين كارشناس از بيخ مذهبي و متدين گفت : " آغاجون ! مگه تو دين ما نيستش كه مردم در زمين گردش كنيد و زيباييهاي خلقت رو ببينيد ؛ پس اين همه بحث سر پوشش و حجاب و حيا چيه ! بابا جون ! ديدتون رو عوض كنيد ! فرض كنيد كه همه دخترا ، خواهرتون هستن و همه پسرا برادرتون ، اون وقت ديگه همه چي حله و ما مي تونيم به پيشرفت كشورمون ادامه بديم ! يه تيكه مو ، يه نمايش كوچيك برجستگي بدن ، يه آرايش كوچيك سر و صورت و دستا كه اين حرفا رو نداره ! مگه مشكل ما اينه ؟! من كه خودمو يه روحاني سرشناس ميدونم و آخر احكام و دين ، مي آم ايتاليا و با اون خواهرام دست مي دم ؛ مگه مشكلي داش ؟! "

عبا شكلاتي بيان داشت : " در كجاي اسلام اومده كه رئيس جمهور بايد تداركاتچي نظام باشه ؟! رئيس جمهور بايد خوب استراحت كنه ، خوب بخوره و خوب بخوابه تا بتونه برا مردم خوب صحبت كنه ! "

 

وي افزود : " اگر در دوره رياست جمهوري من ، مجلس فقط به يكي از وزيرام راي اعتماد نده ، بدتر از محمد علي شاه مجلسو توپ بارون مي كنم و آخرشم ، اين توپ بستنو به گروه فشار نسبت مي دم و مطبوعات رو هم به جون هم مي ندازم تا ديگه برا مديراي كشور وقتي نباشه كه احيانا به مقولات بي اهميتي مثل : طرح تحول اقتصادي و رفع تورم و هدفمند كردن يارانه ها بپردازن ! اصلا اينا يعني چي ؟! مگه يه عده از مسئولاي نظام با آقازاده هاشون گناه كردن كه غني و دارا هستن ؟! مگه مالشون حلال نيست ؟! مگه مالشونو با خون دل بدست نياوردن ؟! اينا كه بيشتر از همه به يارانه نياز دارن ! مگه نمي بينين از شدت كار ، دستشون چروكيده ؟! چه عيبي داره ! يه ماشين 150 ميليوني هم سوار ميشن ! حقشونه ! اونا هم بايد بنزين 100 توماني بزنن ؟! گناهشون چيه كه ماشينشون مدل بالاس ؟! ماشينشونو نگاه نكن كه 50 ميليونيه ، باور كن پول بنزين آزاد رو ندارن كه بزنن ! "

 یا علی ...

 

اگر چه مي آيم ، اما از نيامدن خود مطمئن هستم ... - قسمت اول

 

يكي از نامزدهاي خيلي احتمالي انتخابات دهم رياست جمهوري

در يك كنفرانس مطبوعاتي و راديو تلويزيوني ، بمب خود را تركاند :

" به احتمال خيلي كم يعني حدود 70 تا 80 درصد نامزد مي شم ، با اينحال يك احتمال هم هستش كه نامزد نشم ، اما احتمال دومي به اندازه اولي قوي نيستش ، پس عزمم رو جزم كرده و با قدرت هر چه بيشتر نامزدي خودمو اعلام و در صورت غير اين ، دلايل عدم نامزدي خود را در اختيار جرايد مي ذارم و قضاوت در اين باره رو به كارشناساي داوري برنامه خانه سينما موكولش مي كنم ؛ البته ببخشيد يه چيزي از يادم رفت كه مهمه و اون هم اينكه اين نامزدي رو كه بنده مي گم ، از اين نامزدي هاي خودمون نيست ، يعني اصلا بحث عروسي نيستش ، چون نامزدي و عروسي هر كسي اصلا يك موضوع شخصيه و جزء آزادي هاي فردي اونه و به كارشناسا هم هيچ ربطي نداره ، منظور بنده از نامزدي همون كانديداتوري هستش ، البته چون كلمه كانديداتوري يه كلمه بيگانس ، نخواستم اسم اونو بيارم ، خلاصه يعني اينجانب ... مي خوام يا نمي خوام كه كانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم بشم "

 

 

به گزارش خبرگزاري ها يكي از نامزدهاي احتمالي انتخابات رياست جمهوري ضمن بيان مطلب فوق گفته : " اگه من رئيس جمهور بشم ، تمام تلاشم رو مي كنم تا مجله تايم منو به عنوان چهره سال خودش انتخاب كنه و اگه در اين راه جانم رو هم دادم ، با تنفس مصنوعي ، زندگي رو به من برگردونيد ؛ تيكه تيكه بشه احمدي ن‍ژاد رو كه تا لب مرد سال شدن تايم رفت ، اما سرش بالاي دار نرفت ، يعني ببخشيد ، نتونست مرد سال بشه ، چون جراتشو نداش " ؛

مرد عبا شكلاتي ادامه داد : " من به جاي حل مشكلاي ناچيز مردم ! حرفاي قلمبه سلمبه مي زنم و كمي از خاك پاسارگاد رو به سازمان ملل مي برم تا هم وجناتم رو به دنيا نشون بدم ، هم فرهنگ غني كشورم رو و آخرشم به اونا بگم : با اينكه ما اهل گفتگوي فرهنگا و تمدنا هستيم ، اما اينو بهتون رك بگم كه تمدن شما رو چون عمرش بيشتر از تمدن ماس ( ‌150 ساله هستين ) و هم چون فرهنگ آدم كشيتون قويتره ،‌ بيشتر از تمدن عقب مونده كشورم دوس دارم" ؛

وي با تخريب دولت نهم گفت : " بهترين گناه ما در ماه رمضوني كه گذش ، ناسزا گفتن به دولت پركار بود و اگه شخصي در حال تخريب چهره احمدي نژاد از دنيا بره ، از بدشانسي خودشه و تقصير ما نيستش ؛ اينو اول بگم كه بعدا نگين نگفتي ! "

اين كارشناس مسائل سياسي در بخش ديگري از سخنان بسيار مهم خود ، خدمت بي مزد و بي منت به مردم را نشانه بارز ريا كاري دانسته ! و از محمود احمدي نژاد خواست تا به جاي اصلاح ساختار اقتصادي كشور ، دست ضد انقلاب خصوصا طراحان داخلي براندازي نرم نظام را كه افتخار گرفتن جايزه صلح نوبل از دستان مبارك ژاك شيراك را داشته و با آزادي كامل پوششي با او روبوسي كرده ، براي خدمت هر چه بيشتر به مردم ايران و اشاعه بي بندوباري و فساد آزاد بگذارد . وي كه نمي خواست نام اصلي اش فاش شود گفت : " آزادي اي رو كه بنده مي گم يعني اينكه مخالف ما حتي اگه حرف مفت هم زد ، حق رو به اون بديم و دست از مواضع اصولي و قانوني خودمون ورداريم ، مثل همون 2.5 سالي كه دبير شوراي امنيت ملي بنده يعني حسن روحاني ، غني سازي رو كه حق ما نبود ! ، تعليق كرد و كشور ما رو كه اون زمان تهديد به حمله مي كردن ، نجات داد ؛ ولي حالا چي ؟! احمدي نژاد اومده و به بركت شجاعت اون زمان ما ! داره غني سازي 6 درصدي مي كنه و هيچ كس هم تهديدش نمي كنه ! روحاني جون هم به سياست هسته اي دولت نهم ايراد ميگيره كه چرا موضع شما اينطوريه ؟ مي خواييد با سياست عزتمدارانتون ، سياست انفعال ما رو كه سال ها خون دل خورديم تا بدست بياريمش ، زير سوال ببريد ؟! يعني همون برقراري رابطه خوب با دولت هاي زورگو و از طرفي مصادف شدن با باج دادن بيشتر به اونا و بي توجهي هاي هر چه بيشتر از طرف اونها به ما ؛ "

 

 

اين كارشناس ادامه داد : " من اگه رئيس جمهور بشم كه مي دونم حتما هم با 20 درصد آرا رئيس ميشم ( نه ببخشيد هنوز تصميم نگرفتم ) ، در راستاي سياست تنش زدايي تمدنا ، بوش پسر رو به عنوان نماينده خودم در امور اراجيف در بنياد باران منصوب و به رايس خوشگل بابا هم يه پستي در سازمان ملي جوانان حتما مي دم " ؛ .

ادامه دارد ...

يا علي

دولت اسلامي + يا لثارات الحسين

آخرين نفس هاي اصلاح طلبان و حاميان غربي آن ها براي بقاء در عرصه سياست ايران ...!

 

سینمای ایران و ابتذای فرهنگی با فرهنگ برهنگی ...!

تو فكرم بود، مطلب اين هفته رو درباره عنوان بالايي بيارم ولي خوشبختانه تو آرشيو رايانه به يك سري تصويرهايي برخورد كردم كه ديدم خالي از عريضه نيست اگه اين عكس ها رو تو وبلاگ بيارم و بيشتر بخوام بدونم كه نظر شما رو درباره اونا چيه!انشاالله درباره مطلب بالايي در هفته بعد مطالبي رو خواهم آورد ، همین هم بهانه ای شد تا یک سری هم به وضعیت سینمای مفتضح امروزمون هم بزنم ، اما :

 

   

 

حتما در جريان هستيد كه در دهه اخير سينماي ما از نظر بيننده ، بسيار تنزل پيدا كرده و بعضيا هم كه تعدادشون كم نيست ، بيشتر دوست دارن تا فيلم پس از اكران ، به حالت سي دي يا دي وي دي وارد بازار بشه و بخرن و تو منزل نگاه كنن !

با در نظر گرفتن اين بحث ها جاي اين سوال هست كه چرا واقعا سينماي ما كه روزي از پرطرفدارترين سينماهاي جهان بود ، حالا به اين سرو وضع دراومده و سينما دارها و حتي كارگردان ها محتاج دو نفر اضافي تر تو محل سينما براي ديدن فيلم هستند ؟!

براي پاسخ به اين پرسش چند نكته به نظر مي آد كه گفتنشون بد نباشه :

1) بيشتر فيلم هاي در حال نمايش و نمايش داده شده در سينماها روزبه روز داره از كيفيت مطلوبشون كاسته ميشه !

2) مضمون اكثر فيلم ها تكراريه !

3) سينماي ايران روزبه روز از آرمان هاي مورد نظر دور شده و محل فيلم هايي گشته كه لودگي و پوچي در اونها بيداد مي كنه !

4) در حالي كه مردم انتظار دارن با ديدن يك فيلم و محتواي اون و مسائل و مشكلاتي كه در اون مطرح ميشه ، و اينكه اين مشكلات آمده در فيلم ، جزء مشكلات اونا هم هست ، اما ديده ميشه كه اكثر فيلم هاي در حال اكران و اكران شده در 10 سال اخير ، نه تنها هيچ مسئله مهم و اتفاق سرنوشت ساز در زندگي مردم رو بيان نمي كنن ، بلكه با پخش اين فيلم ها و الفاظ گاها بسيار ركيك و خارج از شئونات اسلامي و عرفي و رفتارهاي زننده ، باري هم بر مشكلات و مسائل روزانه مردم مي افزايند !

5) درسته كه مردم ما طالب آزادي هستن و از اول هم شعارشون استقلال و آزادي بوده اما به هيچ وجه مردم غيرتمند ما آزادي رو با فساد و بي بند و باري و لودگي و بي غيرتي مترادف نمي دونن ! اين نكته از اون جهت قابل بحثه كه بالاخره بازيگران خصوصا سوپر استارهايي كه در فيلم ها نقشي رو بر عهده دارن ، خوشبختانه يا متاسفانه ، خواسته يا ناخواسته ، به عنوان يك الگو براي كودكان و نوجوانان و حتي جوانان مطرح ميشن و ما هم باخبريم كه بيشتر اين بازيگران در حال حاضر چه وضعي دارن و چگونه تو فيلم ها ظاهر ميشن و چه طور مي پوشن و به چه حالتي حرف مي زنن و به خاطر همين مسائله كه الانه بيشتر خانواده ها حاضر نيستن به خاطر ديدن يه فيلمي كه جز بدآموزي و وقت گذراني ارزش ديگه اي براي ديدن نداره ، فرزندشون رو راهي سينما بكنن و هر بدي رو هم كه نمي دونن ، تو عرض 1.5 ساعت ياد بگيرن !

6) و بسيار مطالبي از اين دست كه جاي گفتنشون هست ، اما مجالشون نيست ...

 

               

 

در عرض اين سال ها ، چندتا فيلم درست و حسابي از سينماها پخش شده ؟! چندتا فيلم از رشادت هاي جوانان اين مرزوبوم در جبهه هاي حق عليه باطل به اكران دراومده ؟! چندتا فيلم رو پرده سينماها رفته كه فشارهايي رو كه در اين سال ها از طرف استكبار و دارو دستش به ايران عزيز وارد شده ، به نمايش بذاره ؟! چندتا فيلم در توضيح و بيان دستاوردهاي علمي ارزشمند دانشمندان جوان ما پخش شده ؟! در عوض هر چي فيلم بوده كه در اون خلاف شرع و اسلام و اخلاق و عرف بوده ، نمايش داده شدن ! زماني كه ديگر محرم و نامحرمي رعايت نمي شه ! نجابت گفتار ازش خبري نيست ! فكر مي كنم كه اكثرا مستند " ابتذال در سينماي ايران " رو ديدن ؟!

بيشتر اين قضايا تو فيلم هاي ما از زمان وزارت مهاجراني فراري و پناهنده در انگلستان در وزارت فرهنگ و ارشاد جناب خاتمي به وجود آمد ! كسي هم نيست كه اونو بتونه انكار كنه ! كسي كه حتي صداي رهبر انقلاب رو هم درآورد ! كسي كه به صراحت گفت " من در اين وزارت كاري كردم كه هر دولتي كه پس از ما هم بياد ، نمي تونه ساختارشو عوض كنه " ؛ و بالاخره هم با زور و اجبار و فشار استعفا داد و به تازگي هم كه فرار كرد اون هم به خاطر شكايت زن هاي چهارگانش !

البته ، جاي اين نكته باقيه كه الحمدالله در دولت نهم حداقل يه كسايي پيدا شدن كه در مقابل اكران اينگونه فيلم هاي گاهنا بسيار مبتذل مقاومت نمودند هر چند طبق معمول باز هم صداي آن نشريات زرد و وابسته در آمد كه سانسور يك فيلم مبتذل يا عدم اكران آن ، مخالف آزادي است ...

 

 

 

والسلام

يا علي

آقاي رفسنجاني و ديدگاه هاي نامتعارف ...!

 

هاشمي ! مخرب دولت ، اما مدافع نظام و نگران معيشت مردم !!! ...

 

 

قبل از آغاز سخن از تمام زحماتي كه جناب آقاي رفسنجاني تا قبل از سال 1384 در جهت حفظ نظام كشيده و درد و رنج زندان هاي شاهنشاهي را تحمل و مسئوليت اداره جنگ را به نحو احسن انجام داده بودند تشكر مي نماييم ، اما ؛

" جناب هاشمي : انقلاب كردن زياد مهم نيست بلكه در خط انقلاب و خصوصا امام ماندن مهم است "

" بنا بر فرمايش مقام رهبري ، با دولت 3 سال مدارا كرده ايم و چيزي نگفته ايم " ؛ اين جمله ، گوشه اي بود از بيانات نسبتا جديد جناب حجة الاسلام و المسلمين هاشمي كه در سفر پربارشان به يكي از استان ها و در انتقاد از {!} اقدامات تحسين آميز دولت ايراد فرموده بودند !

جناب آقاي رفسنجاني ! مي دانيم كه در مقابل آن همه قدرت و ثروت و مقامات علمي شما ، ما گدايي بيش نيستيم ؛ اما جنابعالي كي با دولت مورد حمايت رهبري مدارا نموديد كه كسي نفهميد !؟

جناب آقاي رفسنجاني ! اصلا با چه چيز دولت مدارا كرديد ؟! يا دولت چه كار مخالف نظر شخصي شما كه احيانا منافع شما را به خطر انداخت ، انجام داد كه شما هم مجبور به مدارا شديد ؟! ما كه تابحال مداراي همراه با تخريب و اهانت و تهمت را نديده و نشنيده بوديم !

 

 

جناب آقاي رفسنجاني ! مداراي شما با دولت زماني مشخص شد كه در تيرماه 84 زماني كه دولت اسلامي دكتر احمدي نژاد با اختلافي نزديك به دوبرابر شما را در انتخابات پشت سر گذاشت ، حاضر نشديد غرور خودساخته خويش را شكسته و به دولت منتخب ملت عزيز ايران تبريك بگوييد و به جاي آن به بهانه هاي واهي رو آورديد ! يا نه ، قبل از انتخابات و زماني كه به نظر خود ديديد كسي از نامزدها لايق رياست جمهوري بر ايران نيست ، جام زهر ثاني را بر سر كشيده و به عنوان خدمتگذار مردم ايران {!} وارد صحنه شديد !

جناب آقاي رفسنجاني ! شما نگران چه چيزي هستيد ؟! نگران ارزش هاي نظام هستيد ؟! پس در زمان دولت اصلاحات كجا بوديد ؟! چرا وقتي براي چندين و چندبار در روزنامه ها به امام توهين شد ، حرفي از شما شنيده نشد ؟! چرا وقتي آغاجري مرتد مردم را ميمون ناميد ، عكس العملي نشان نداديد ؟! چرا وقتي خاتمي عاشق فرهنگ و تمدن غرب ، با لباس مقدس روحانيت با آن زنان ايتاليايي مصافحه كرد ، كلامي از شما شنيده نشد ؛ آيا در خواب بوديد ؟! يا به قول آيت ا... غرويان امام جمعه نيشابور زماني كه فائزه خانم عزيز دلتان به خارج رفت و عليه نظام خطابه نمود و آخر سر هم به مزار شاه ملعون بي عرضه رفت و از او عذرخواهي كرد ، چرا به او چيزي نگفته و از خود طرد نكرديد ؟!

آيا نگران فاصله طبقاتي در جامعه هستيد ؟! آيا نگران معيشت مردم ايد ؟! پس در زمان دولت سازندگي كجا بوديد ؟! زماني كه از خصوصي سازي به اختصاصي سازي تعبير نموده و به نام مردم ، تعداد معدودي از اطرافيانتان از نعمات نظام بهره مند شدند ؟! آيا نگران اصل 44 هستيد ؟! مگر در زمان شما چه ميزان از دارايي هاي دولت آن هم به معناي واقعي به مردم واگذار شد ؟! زماني كه معتقد بوديد ثروتمند بايد غني تر و فقير از كثرت تهيدستي بميرد !

آيا نگران تورم و گراني هستيد ؟! مگر در زمان دولت سازندگي تورم به 45./ . نرسيد ؟! آيا نگران سياست خارجي فعال و تهاجمي و غرورآميز دولت نهم و مورد تاييد ويژه رهبري نظام هستيد ؟! پس چرا در زمان دولت اصلاحات و آزادي ، نگران واپسدادگي دولت مرعوب ايران آن فصل نبوديد ؟! چرا نگران 2.5 سال تعليق بي مورد فعاليت هاي هسته اي آن زمان نبوديد ؟!

 

 

و در آخر اينكه ؛

آقاي رفسنجاني عزيز ؟! مطمئن باشيد كه ديگر رهبر عزيز درباره شما جمله " هيچكس براي من آقاي هاشمي نمي شود " را به كار نخواهند بست و اگر امام عزيز هم ، اكنون در ميان ما بود ، ديگر شما را " ذخيره اي براي نظام " نمي دانست !

جناب آقاي رفسنجاني ! اگر دقت كرده باشيد ! در انتخابات نهم ، مردم چنين چيزهايي را از شما ديده و تفاوت آراي دكتر احمدي نژاد با جنابعالي كه حدود 7500000 راي بود را هم به همين ترتيب ؛ مردم بسيار زرنگ تر از آن هستند كه فكر مي كنيد ، مردم تشخيص مي دهند كه بالاخره چه كسي به آنها خدمت مي كند و ديگري قدرت ! مردم چندين سال است كه آزموده شده اند و آزموده را آزمودن دوباره ، بدون بروبرگرد خطاست !

آقايان عزيز !

" اگر نمي توانيد از دولت حمايت كنيد ، پس سكوت برايتان بهتر است " ...

يا علي

گراني ، چرا و چگونه ...!!!؟

 

دولت و پاشنه آشيل ها ...!؟ {1}

 

 

سال 1384 يكي از سال هاي به ياد ماندني در تاريخ اين مرزو بوم است ...

در اين سال و در دهه اول ماه چهارم آن مردي از جنس زندگی ساده مردم و از خود مردم به نمايندگي از طرف 17۵00000 آگاه و فهيم ايراني به رياست قوه مجريه رسيد ...

 

 

 

مردي كه ويژگي برجسته و وارسته او ، بازگشت به اصل وجودي انقلاب و ارزش هاي آن و نمونه كامل از كسي كه واقعا پايبند به فرامين امام و رهبري بود ...

 

 

كساني كه تا ديروز با صرف هزينه هاي ميلياردي و شعارهاي متنوع عوام فريبانه و ضدارزشي و خائنانه و مرعوب در مقابل دشمن ، به خيال خود نگراني از نتايج انتخابات نداشتند ، با اين نتيجه چنان قافيه را باختند كه از روز اول بنا را بر تخريب و توهين به دولتي گذاشتند كه اگر چه مثل آنها مدعي صاحب نظام بودن نبود اما حافظ واقعي نظام و ارزش هاي آن بود ...

 

 

 

بگذريم كه در عرض اين 3 سال چه اراجيف و تهمتها و ناسزاهايي كه سزاوار خود ناپاکشان بود به دولت پاك اسلامي روا نداشتند ... ( البته بلا نسبت آقایان ) !

اما به حمد للله دولت اسلامي در اين چند سال و بدون توجه به هيچ يك از اين غوغا سالاري ها و حرف هاي پوچ صد من يه غاز و عربده كشي هاي مرعوبانه ، راه سازندگي ايران اسلامي را در پيش گرفت و اكنون بر همه حتي مخربان تا اندازه اي واقع بين هم ، روشن شده كه خدمات دولت نهم ، چند برابر آن اشخاص صاحب دولت حدود ۲۰ ساله است ...

خدماتي كه با توجه به اطلاع رساني هاي انجام يافته ، نيازي به دوباره گويي ندارند ...

اما همه اين گفته ها مانع از آن نيست كه ما به بعضي از كاستي ها توجه نداشته و بلكه هدف اين مطلب چيز ديگري است و آن مشكلات ديگر ساخته و خودساخته اي است كه پيش پاي دولت نهاده شده و بر آن سنگيني مي كند : بحث گراني و تورم كه در راس اينها قرار دارد ...!

كساني كه به اخبار روز مسلط بوده و خبرهاي موجود جهان را لحظه به لحظه پيگيري مي كنند ، خود واقف اند كه يكي از دلايل اصلي گراني ها و تورم موجود در كشورهاي در حال توسعه خصوصا كشور ايران ، بحث تورم جهاني و كمبودهايي است كه در كل جهان وجود دارد !

ممكن است پرسيده شود حال كه تورم جهاني است ، پس چرا در كشورهاي پيشرفته چندان تاثيري ندارد و تا حدود زيادي كنترل مي شود ؟!

اين درست اما آيا به اين مطلب مهم توجه كرده ايم كه كشور ما مثل همه كشورهاي در حال توسعه بيشتر يك كشور وارد كننده مود اوليه و غذايي مي باشد ؟! كشوري كه خود توليد ماده اي را به صورت انبوه در اختيار داشته باشد ، قطعا مشكل كمي در رابطه با تغييرات نرخ جهاني آن خواهد داشت ! اما كشور ما چه ؟! بنزين وارداتي چند ميليارد دلاري ! برنج وارداتي چند ميليارد دلاري ! روغن وارداتي و بسيار ديگر كالاهاي وارداتي ...

طبيعي است كه كه اگر يك كشور در توليد يك ماده ، به كفايت برسد ، ديگر چنين مشكلاتي نخواهد داشت ...

كشور ما و دولت ما هم جزء همين كشورهاي پيشرو در حال توسعه است كه خودش را به كشورهاي جهان دومي رسانده و با تلاش فراوان سعي دارد تا همه اين كمبودهاي بعد از انقلاب و جنگ نابرابر را جبران و با رسيدن به توليد كافي در همه مواد و مصالح ، يكي از قطب هاي برتر توليد و صادر كننده نمونه جهاني شود !

بعد جنگ دولت هايي بر سر كار آمدند كه يكي با شعار سازندگي و ديگري با شعار آزادي ، چنان به كارهاي روزانه و مسائل آلوده سياسي و اقتصادي زمان خود مشغول شدند كه به كلي ، كشور و مردم را از ياد برده و فقط روزگار خوش خود را گذراندند ! حال كه دولتي پيدا شده كه به حق و از نگاه همه ، پركار و فعال بوده و زندگي شخصي و معمولي خود را رها ساخته و در فكر آباداني كشور است ، پس اين چه دشمني كوته بينانه اي است كه با دولت دارند ؟! در زمان دولت سازندگي مگر تورم به 40 درصد نرسيد ؟! رسيد اما به خاطر فضاي بسته آن روز در بيان ديدگاه هاي شخصي و حزبي ، كسي اعتراض چنداني نتوانست بكند !

 

  

 

اما با همه اين موارد اين جزء وظایف لاينفك دولت است كه با كنترل شديد بازار هر چند با استفاده از قوه قهريه ، نبض بازار را در دست گرفته و با محتكران و گران فروشان سوء استغاده كننده از فضاي بازار ، برخورد جدي نمايد و بر عهده قوه قضائيه نيز مي باشد كه وقتي شخصي يا باندي از طرف دولت به آن به نوان مافيا يا هر عنوان ديگر معرفي مي شود ، با اين قضيه به نحو بسيار قاطع برخورد نموده و به جاي انجام وظيفه خود به انتقاد ناصحيح از اقدامات دولت و به نفع اخلالگران اقتصادي و كساني كه خون مردم را در شيشه مي كنند ، نپردازد !!! ...

 

يا علي

 

مدینه و بقیع : دو مظلوم عالم ...

 

مدينه

مدینه منوره : شهر جاهلان متعصب بي منطق به نام وهابي ...!

ما 2 كاروان دانشجويي 240 نفره بوديم كه مبدا پروازي مان شهر تبريز و مقصدمان جده عربستان بود ؛ با حدود 5 ساعت تاخير پرواز ما انجام و بعد از 3/5 ساعت به جده عربستان رسيديم ( هواپيماي نوع ايرباس ايران ايرتور ) ؛ ساعت عربستان 1/5 ساعت از ماها عقب تر است ؛ در همين فرودگاه جده بود كه رفتار دوگانه و تبعيض آميز و به دور از ادب هميشگي اعراب خصوصا وهابي هاي عربستان با ايراني هاي شيعه آغاز شد ؛ به محض ورود از تمام 240 نفر كاروان ما انگشت نگاري كرده و حتي عكس تمام رخ هم از همه گرفتند ، ما ناراحت شديم اما به ياد داشتيم كه مدير كاروان تذكر داده بود كه ممكن است اين قبيل كارها باشند و شما اگر ناراحت هم شديد اما بي توجه باشيد ؛ خلاصه بعد از حدود 2 ساعت و بعد از اقامه نماز صبح ، اتوبوس هاي از نوع "حافيل " ما رسيده و به طرف مدينه النبي حركت كرديم كه بعد از حدود 5 ساعت به مدينه رسيده و به طرف محل اسكانمان كه هتل " جوهرة العاصمه " مدينه و در حدود 250 متري حرم رسول ا... بود رسيديم ؛ از اينجا بود كه واقعات سفر معنوي ما آغاز شد ؛ جهت اقامه نماز ظهر كه به طرف مسجد النبي حركت كرديم با ديدن گنبد خضراي رسول ا... و ديوارهاي بقيع ، اشك چشم از چشمان منتظر همه سرازير گشت ؛ نميدونم فقط من اينطوري بودم يا بقيه بچه ها هم همينطور كه واقعا احساس كردم اين گنبد و اين ديوارها برايم غريبه نيستند و تازگي ندارند ، كه شايد به اين دليل بود كه تصاوير زيادي را از آنجا از تلويزيون يا عكس ها ديده بودم ؛ قبرستان بقيع هر روز در 2 نوبت باز مي شد : صبح ها از بعد نماز صبح تا ساعت 7 و عصرها از ساعت 4 تا ساعت 7 ؛ صبح روز بعد به بقيع حركت كرديم ،

 

 

به محض ورود به محوطه بقيع همه بچه ها در خود فرورفته و اشك ها و فريادها آغز شد ؛ چه مي ديديم " مزار خاكي و ويران 4 تن از ائمه شيعه در مقابل چشمان و ماموران و شورطه هايي كه با كشيدن زنجير در حدود 20 متري آين قبور مردم را از رفتن به سر قبر ائمه باز مي داشتند و به ما " مشرك " مي گفتند ؛ حتما ميدونيد كه شورطه به وهابي هاي آموزش ديده اي مي گويند كه اكثرا حافظ قران بوده و كار اصلي آنها اند اختن شبهه و تفرقه و ابهام در عقايد شيعيان بوده و حتي ماموران حاضر در آنجا از آنها دستور مي گرفتند ؛ خدا لعنتش كند محمد ابن عبدالوهاب و استاد او ابن تيميه را كه در حدود 200 سال پيش با دخالت مستقيم استعمار پير ، اين فرقه مجعول و بي هويت و بي منطق را وارد اسلام نمودند و قوانين و احكامي از خود صادر كردند كه حتي سني ها هم آنها را قبول ندارند ؛ خدا لعنت كند كساني را كه به اسم مسلمان به مسلمانان ضربه مي زنند ؛ در بقيع 3 شرطه بودند كه هر كدام وظايف مخصوص به خود را داشتند : يكي از آنها با زبان فارسي و ديگري هم با زبان عربي ، مثلا به ارشاد و آگاه ساختن مردم مي پرداختند و ديگري هم كاري جز فرياد بر سر مردم نداشت ؛ اين نكته را هم اشاره كنم كه اكثر قريب به اتفاق اين شرطه ها افغاني و از طالباني هاي آموزش ديده بودند كه كلا مغز سرشان را شستشو داده بودند و حرفي غير حرف زور و بي منطق خود را قبول نمي كردند ؛

 

تنها چيزي كه از عربستان ديدم : غربت آل محمد ...!!!

 

               

 آنچه در عربستان دیدم و شنیدم و احساس کردم ...!

                                                            ( غربت آل محمد )

                             

 

 

 

 جمعه ۴/۵/۸۷ ( مدينه النبي و بقيع )

                                                                             يا علي ...

اصليت استكبار ...

 

بدون شرح ...

بار دیگر هفته دفاع مقدس سراسر شور و عشق فرا رسید ، دفاعي جانانه از كيان سرزمين ايران كه عظمتش در راستاي ارزش هاي والاي اسلامي و انساني ، تاب و توان و صبر را از بيگانه گرفت ...

دفاع مقدس رزمندگان سرافراز ايران اسلامي به خوبي نمايان ساخت كه درجه ايمان و اعتقاد و شجاعت بسيار بالاتر و والاتر از سلاح ها و جنگ افزارهاي كل هستي مي باشد و اين جنگ به خوبي آشكار ساخت كه تنها مي توان از راه مقاومت بر عطش سلطه بيگانه فائق آمد ...

 سعي شده تا تصاويري از ۳۰ سال اخير حوادث مهم و تاثير گذار و ددمنشانه اتفاق افتاده در منطقه و جهان، كه نقش اول آن قطعا جز آمريكا و متحدانش ، كس ديگري نمي تواند باشد ، ارائه شود ...

ياد شهداي جنگ تحميلي به خير و بر جانبازان آن درود ...

پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني رحمه الله عليه :

                                            

صدام حسين در اوج قدرت :

 

                      

آغاز يك همكاري مشترك براي كنترل منطقه بر اثر نگراني از نفوذ معنوي انقلاب ايران:

                       

حمله به ايران :

                      

پرپر شدن لاله ها :

                       

                        

نتيجه جنگ :

                                

همكاري مشترك ديگر :

                              

يافتن بهانه براي گسترش آزادي و مبارزه با تروريسم :

                                          

حمله به اولين كشور تروريستي :

                                            

تجاوز به كشور تروريستي دوم :

                                         

ارمغان آزادي و دموكراسي براي عراقي ها :

                                     

يافتن دوست قديمي مخفي شده :

                         

 

محاكمه " زماني دوست ، حالا دشمن " :

                                      

 

عاقبت دوستي :

                     

                     

 

آخر و عاقبت جنايتكار (به زودي )  :

                                                           

 به همين سادگي ...

يا علي ...

دولت اسلامي         

                              

از شهید مظلوم بهشتی تا شیخ کروبی ...

 

  جناب كروبي ! حزب شهيد بهشتي كجا ؟! ، احزابي مثل حزب شما كجا ؟!

 

 

 

" ملت ايران در انتخابات ، پاسخ خواهند داد " ؛

 

" چه طور ممكن است حزب در ساختار ايران جا نيفتد و اين مستلزم تلاش ماست ، به گونه اي كه ياد داريد آيت الله بهشتي سردمدار حزب مي شود و مي گويد : " حزب معبد من است " ؛

 

" هر چند ايشان ، نيازمند حزب نيستند ، حرف صادقي ازسوي آقاي احمدي نژاد است ، چون ايشان ، از حزب ... در سراسر كشور حتي روستاها برخوردارند " ؛

 

اينها نمونه هايي از بيانات شيخ مهدي كروبي درجمع منتخبان سي گانه كشوري با اعضاي شوراي مركزي حزب " اعتماد ملي !! " و در  انتقاد از سخنان دكتر احمدي نژاد بود كه اشاره كرده بود : من به هيچ حزبي قائل نبوده و تاكنون به هيچ يك از احزاب باجي نداده ام ...

 

با توجه به اينكه جناب كروبي ، فعاليت هاي حزبي را مفيد مي دانند ، لذا لازم است نكاتي به محضر ايشان اطلاع داده شود :

  

جناب كروبي :

 

- حزب آن نيست كه يكي از بزرگان آن با شعار آزادي و دموكراسي و جامعه مدني و ... درانتخابات رياست جمهوري پيروز شده و نتواند كه عواقب ناشي از اينگونه شعارها را كه بدون بيان منظور واقعي خود و تفاسير آن اعلام داشته بود ، در عرض 8 سال جامعه را تا حد تباهي و اباحه گري و بي ارزشي ها پيش ببرد ...

 

- حزب آن نيست كه اكثريت مجلس مهمي چون مجلس ششم  را بدست آورد و با انواع سخنراني ها و بيانيه ها و اعمال و گفتار ، البته با سوء استفاده از حق مصونيت نمايندگان مجلس ، خود تبديل به يك مجلس آمريكايي شده و نماينده اصفهان ، همان شیرزاد ملعون بيايد و در پشت تريبون مجلس نظام را متهم به فريبكاري در بحث هسته اي نمايد طوري كه حتي انتقاد خود شما را بر انگيزد و بسياري از قوانين مصوب آن مجلس كه هيچ ثمره اي براي نظام نداشته و بيشتر وقت آن مجلس هم صرف دعواهاي سياسي شده بود ...

 

- حزب آن نيست كه يكي از اعضاي مركزي و صد البته ابله سازمان مجاهدين انقلاب يعني آغاجري مرتد كه يكي از اعضاي احزاب همفكر شما است و البته مشروعيت اخلاقي و سياسي هم ندارد ، طي سخناني وهن آلود و بي شرمانه در دانشگاه همدان ، آن گونه شان امامت و ولايت فقيه و مرجعيت تقليد را مورد اهانت قرار داده و دريغ از اينكه حتي با وجود حكم اعدام ، چنين فرو مزبله اي 1 روز هم زنداني نمي شود ...

 

- حزب آن نيست كه بزرگان آن همچون شما كه سعي داريد از هر راهي خود را به امام عزيز بچسبانيد و حركت در راه آرمان هاي امام را مثلا سرلوحه برنامه هايتان قرار داده ايد ، علنا به مخالفت و ضديت با آرمان هاي امام برخاسته و شورايي بسیار مهم چون شوراي نگهبان را كه بدست آن امام عزيز و مدبر تشكيل يافته و براي جلوگيري از راهيابي افراد مسئله دار به اركان نظام و وتوي قوانين خلاف شرع مجلس مي باشد ، آشكارا تضعيف نموده و هر از چند گاهي به خصوص ايام انتخابات آن را تشديد نموده و دائما نگراني خود را از رد صلاحيت ها اعلام نماييد در حاليكه خود به مشي فكري و اعتقادي و مسئله دار بودن بسياري از هم قطارانتان آگاهيد و بهتر مي دانيد كه شوراي نگهبان جاي جناح بازي ها نبوده و اعضا مستقلا و بر اساس قانون و اسلام وظايف خود را انجام مي دهند ...

 

- حزب آن نيست كه روزنامه نگار كه نه ، روزي نامه نگاران آن  احزاب چون شمس الواعظين و بهنود و باقی ، هر آنچه كه در چنته پلید خود داشته و براي تخريب نظام و فرافكني و آب به آسياب دشمن ريختن داشته اند ، در مطالب و روزنامه هاي خود آورده و حالا هر كدام به عنصري براي بيگانه تبديل شده و به آغوش پر مهر دشمنان ايران ، خزيده اند ، تازگی ها هم که جناب باقی از اعدام های صورت گرفته ابراز نگرانی کرده ، در حالیکه خود شما بهتر از همه می دانید تمام این اعدامی ها ، اعدام کمترین حقشان بود ...

 

- حزب آن نيست كه بلافاصله بعد از فوت رييس مجلس خبرگان و در حالي كه هنوز غسل و كفن نشده ، روزنامه هاي وابسته به آن  چون اعتماد و آفتاب يزد . مردم سالاری و ...، درست مانند ابوبكر و عمر ، به فكر انتخاب جانشين براي او بوده و سعي مي نمودند تا مجلس خبرگان را كه متشكل از مجتهدان طراز اول جامعه مي باشد ، وارد دعواهاي احمقانه سياسي و حزبي خود نموده و در نظر خود اعضاي مجلس خبرگان را به 2 يا چند طيف مجزا بنمايند ، در حاليكه طبق فرموده مقام معظم رهبري ، شان مجلس خبرگان بسيار بالاتر از اينگونه اظهار نظرها و دعواهاي بي مورد سياسي و جناحي بوده و اعضاي خبرگان در عين حال كه همه ، خبره سياست و اعتقادند ، اما از روي احساس و منازعه تصميم گيري نمي نمايند ...

 

- حزب آن نيست كه دولتي چون دولت نهم را كه از بسياري جهات مورد تاييد و حمايت ويژه رهبري است ، با انواع و اقسام تهمت ها و سياه نمايي ها در مطبوعات و رسانه ها و سايت هاي وابسته ، مواجه نمايند و در نظر مردم بدبین نمایند كه البته اين كارها قطعا در اراده دولت خدمتگذاربي اثر خواهند بود ...

 

- حزب آن نيست كه يكي از بزرگان آن چون شيخ محمد خاتمي ، كه ملبس به لباسي است كه شايسته قامتش نيست و از اين رو كه خود يك روحاني است ، لذا از بسياري از احكام اسلامي باخبر است ، در حاليكه همين شخص در سفر خود به ايتاليا و در حاليكه هنوز هم منبع پرداخت اين سفرها مشخص نشده ، اقدام به مصافحه با يك يا چند زن نامحرم نمايد كه طبق نظر مراجع مبرز تقليد ، مصافحه مرد با زن نامحرم ، حرام است و يا در مصاحبه با يك زن خبرنگار ، آنچنان شانه به شانه و خفن فشرده با او بنشيند كه اين گونه اعمال شايسته هيچ مسئولي از كشور ايران نباشد ...

 

- حزب آن نيست كه بسياري از اعضاي كليدي آن چون عبدي و موسويان و سازگارا و جهانبگلو و ... و در حاليكه سمت هاي حساسي را در اختيار دارند ، به عنوان يك جاسوس و برانداز نظام و مخالف براي بيگانه فعاليت كنند و از اين لحاظ هر آنچه را كه نبايد مي گفتند ، گفتند و با اين كارشان ، هر چه بيشتر به دشمنان قسم خورده ايران كمك كردند ...

 

آقاي كروبي كه همچنان هم در حال خوابيد ، كجاي اينها حزب است ؟! اصلا حزب در نظر شما چيست ؟! يك اپوزيسيون يا مخالف نظام ؟! كجاي حزب جمهوري شهيد بهشتي اينگونه بود ؟! اصلا آيا اين حزب داري جمهوري ، به معناي رايج آن در زمان حال بود ؟! آيا جز اين بود كه ماهيت تشكيل حزب جمهوري ، گرد آمدن نخبگان و دلسوزان واقعي نظام و اسلام در قالب يك تشكلي بود كه هدف آن فقط و فقط احياي ارزش هاي جامعه اسلامي و  با اولويت ولايت فقيه بود ؟!

 

 

جناب كروبي ؟!

 

هيچكس مخالف حزب و جناح و دسته بندي ها نيست ، چون همه مي دانند كه اين تعددها در اثر اختلاف سلايق به وجود مي آيند و بسيار مباركند چرا كه به گسترش تفكرات كمك شاياني مي كنند ، اما زماني كه اين احزاب پا را از گليم خود فراتر گذاشته و افراد مشكل دار در آنها نفوذ نمايد و مشي اين احزاب نيز به مقابله با آرمان هاي و ارزش هاي نظام تغيير يابد و معنی و مفهوم احزاب غربی به خود گیرد كه به نظر هم امروزه بسياري از خط مشي هاي احزاب اصلاح طلب جز اين نيست ، اينجاست كه ديگر بحث حزب نيست ، بلكه بحث براندازي نظام است و تشكيل يك اپوزيسيون يا مخالف نظام و اينجاست كه بايد ريشه اين احزاب خشكانيده شود تا جامعه اسلامي به روال عادي خود ادامه دهد ...

 

دولت اسلامي – اعتماد

 

يا علي

حقوق بشر و آزادي ، از واقعيت تا اجرا ...

 

حقوق بشر و آزادي ، يك سرگرمي و ملعبه اي در دست بيگانگان و وابستگان داخلي آن ها ...

 

 

حقوق بشر ، آزادي ، واژه زيبا و دلربا و حقوقي كه همه انسان ها در آن سهيم اند :

 

 

با نگاهي دقيق و موشكافانه ، در خواهيم يافت كه امروزه كاربرد اين واژه در كل عالم ، بسيار بيشتر شده و هر كشوري و هر شخصي سعي دارد تا تعريفي از واژه حقوق بشر البته از ديدگاه خود ارائه نمايد كه اغلب اين تعاريف و ديدگاه ها ، فقط يك مسير انحرافي و فريبنده بوده و سرابي بيش نيستند ...

 

                      

 

متاسفانه ، در اين راستا غربي ها ، با برجسته كردن اين موضوع ، حقوق بشر را به گونه اي مطرح مي كنند كه انگار مردم كشورهاي ديگر (جهان دوم و سوم ) ، همچون فقرايي هستند كه بايد حقوق بشر را به آن ها صدقه داد ...

 

اگر ما بحث را بر روي كشور عزيزمان ايران متمركز نماييم ، خواهيم ديد كه آنچه كه به حربه اي بزرگ بعد از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي در دست غربي ها بوده و هر ساله با درآوردن و تكثير انواع بيانيه ها و متن ها ، سعي دارند تا ايران را بدينگونه تحت فشار و انزوا ( البته به نگاه كوته بينانه خودشان !!! ) ، قرار دهند ، همين بحث حقوق بشر و رعايت حقوق انسان هاست ...

 

در اين راستاست كه هر ساله ، كشور آمريكا و اتحاديه اروپا ، با انتشار بيانيه اي ، از وضعيت حقوق بشر در ايران و بعضي كشورهاي مستقل ديگر انتقاد مي كنند ، البته اين گونه بيانيه ها فاقد هرگونه ارزش حقوقي و قانوني بوده و لازم الاجرا هم نبوده و فقط به عنوان يك كاغذ پاره بي ارزش اند ...

 

همان كساني كه ايران را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند ، مي آيند و عراق را اشغال مي كنند و ادعا هم دارند كه آمده اند تا مردم عراق را نجات دهند كه همين نجات مردم عراق تا به  حال منجر به كشته شدن بیش از ۱۶۰۰۰۰ نفر و بيش از  600000 هزار مجروح و ۴۰۰۰۰۰۰ آواره عراقي شده است (صد رحمت به صدام !!! ) و همين مدعيان حقوق بشرغربي هستند كه با به راه انداختن زندان هاي مخوف در سراسر جهان چون : گوانتانامو و ابوغريب ، حقوق بشر را در حد اعلاي خود جاري ساخته و همان عجوزه زندان غريب كه براي همه معلوم الحال است ، در تصاويرابوغريب ديده مي شود كه چگونه با لخت كردن و كيسه به سر كردن و انجام كارهاي شنيع ، مردان و زنان زنداني عراق را به كرامت واقعي خود مي رسانند و يا در همان زندان گوانتانامو و صدها زنداني كه بدون هيچگونه دادگاهي و مدرك مستدلي در آنجا زنداني بوده و همواره با پاهاي زنجير شده و سر كيسه پيچي شده و آن لباس هاي نارنجي رنگ ، بي اين طرف و آن طرف كشيده مي شوند و همان آمريكايي كه در آنجا ، يك سياهپوست با بدترين شكنجه ها و جلوي دوربين تلويزيوني و چشم مردم ، آن هم به دست پليس كشته مي شود و كسي هم جوابگو نيست ، اما حيواني چون سگ بيشتر از اين مردم ارزش دارند و براي خودشان صاحب حق و حقوق بوده و به خاطر آزار و اذيت آنها ، حتي عده اي دادگاهي مي شوند ...

 

حال بايد گفت كه همان مدعياني كه اينگونه به ارزش هاي والاي انساني تجاوز مي نمايند ، آيا اصلا حقي دارند كه براي ديگران تعيين تكليف كرده و براي آنها آزادي به ارمغان آوردند ؟!!!

 

                  

 

فراموش نكنيم كه يكي از پادشاهان بزرگ ايراني حقوق بشر را بنيان نهاد و اولين منشور حقوق بشر را ارائه داد ، حال آنكه وقتي در ايران حقوق بشر وجود داشت ، اروپايي ها هنوز در دوران قرون وسطي و جاهليت و وحشيگري به سر مي بردند ...

                       

يا از همان فرانسه اي بگوييم كه خود را مهد همه آزادي ها و برابري ها مي داند :

 

يكي از همين دانشمندان ارزشمند ايراني كه 45 سال در فرانسه ، تدريس و تحقيق كرده و در آخر هم با شكنجه هاي مختلف جسمي وروحي به وطن بازگشته ، مي گويد :

 

" من 45 سال است كه در فرانسه زندگي مي كنم ، و روزي بر من نگذشت كه تحقير نشوم ، چرا كه من يك ايراني بودم و انگ تروريست بودن بر من زدند ، و مرا شكنجه دادند و اين يك نژاد پرستي در فرانسه است و نژاد پرستي سرطان حقوق بشر در همه جاي دنيا است ..."

 

دكتر پورباقر در جواب اين سوال كه قبول داريد در فرانسه خشونت وجود دارد مي گويد ، ادامه مي دهد : "  بله ، اجازه دهيد مثالي بزنم : هر هفته در فرانسه 4 زن بر اثر ضرب و شتم شوهرانشان كشته مي شوند و ساليانه 300 زن زير شكنجه همسرانشان جان مي دهند ، سالي 40 هزار زن مجروح وخيم مي شوند و اين در حالي است كه به ما مي گويند : چون شما چادر بر سر زنان خود كرده ايد ، پس حقوق بشر را رعايت نكرده و ما بايد به شما حقوق بشر ياد بدهيم ..." و مي گويد : " وقتي شما بعد از 36 ساعت زنداني بودن از آن ها آب مي خواهيد / به شما مي گويند كه : با دست و از كف توالت آب بخوريد " ؛

 

اين بود نمونه اي از رعايت حقوق بشر در كشوري كه ادعا مي كند مهد تمام آزادي هاست ...

 

                               

 

يا همان اسرائيل شياد و جعلي را بگوييم كه حدود 60 سال است كه با پر رويي هر چه تمامتر آمده و يك كشور مستقل را اشغال كرده و مردم آن را آواره كرده و هر ساله هزاران نفر از مردم آن را شهيد و مجروح مي كند ، آن هم به بهانه اينكه اينجا سرزمين موعود ماست ،  كجاي اين حقوق بشر است ؟ كدام بي عقلي اين را مي گويد ؟!!!  البته اين اعمال وحشيگرايانه زياد هم دور از ذهن نيست ، چرا كه قوم بني اسرائيل از زمان خود حضرت موسي هم به همين گونه بوده اند و آن حضرت را هم با آوردن بهانه هاي بسيار آزرده اند و حتي در قران هم آمده كه دشمن ترين افراد به مسلمانان ، بني اسرائيل هستند و شايد از همين جا است كه ما ايرانيان در جواب بهانه گيري بعضي ها مي گوييم : "بهانه بني اسرائيلي نيار" ؛ حالا همين رژيم غارتگر و بي منطق و زورگو مي آيد و از وضعيت حقوق بشر در ايران ابراز نگراني مي كند ، خاك بر سرتان با اين گفته هاي مضحك و بي ارزشتان !!! ..

 

 

و همين آمريكاي جنايتكار كه رسانه هاي خبري وابسته به آن ، اعدام چندين نفر از مزاحمان نواميس و بزهكار و قاتل واراذل و اوباش را در تهران ، نقض آشكار حقوق بشر دانسته و اعدام را محكوم مي كند و از آنها به عنوان " لوطي هاي شهر و مخالفان نظام " نام مي برند ، در حالي كه روزنامه واشنگتن پست آمريكا در گزارشي از كارهاي انجام شده پليس اين كشور در رابطه با آدم ربايي و تجاوز به عنف و قتل مي نويسد : از سال 1976 تا 2006 ، بيش از 2000 مورد اعدام در آمريكا صورت گرفته و نوع آن اعدام ها را : آتش جوخه ، اتاق گاز و صندلي الكتريكي بيان مي كند و اشاره م ي كند كه در 38 ايالت از 50 ايالت آمريكا ، حكم اشد مجازات يعني اعدام وجود دارد و در سال 2207 نيز بيش از 130 نفر در نوبت اجراي حكم اعدام قرار دارند ...

 

اما در اين ميان متاسفانه در داخل مرزهاي كشورمان ، عده قليلي هم هستند كه سينه چاك و برده و مواجب بگير اين گونه كشورها بوده و هر از چند گاهي ، با انجام يك مصاحبه و گفتگو و ديدار ، چهره كريح و زشت خود را به نمايش مي گذارند ...

 

 

 

يكي از همين اشخاص بد ذات ، "شيرين عبادي" است كه همواره خود را مفتخر به دريافت جايزه نوبل از دستان پر مهر ژاك شيراك ، رئيس جمهور سابق فرانسه مي داند و به ياد آن دست دادن ها و احتمالا روبوسي با او، آن هم با آن وضع افتضاح و اعمال شنيع كه شايسته يك زن مسلمان و كسي كه خود را ايراني مي داند نيست ؛

 

همين خانم اظهار نظر مي كند كه : اعلاميه جهاني حقوق بشر ، جامع ترين نظريات درباره كرامت انسان است ، چرا كه به تشابه حقوق انسان ها اشاره مي كند ، و مهمتر اينكه مي گويد : " اين اسلام است كه بايد خود را با حقوق بشر ، تنظيم نمايد " و يا همين اواخر در زمان بازداشت هاله اسفندياري كه در اعترافات تلويزيوني خود ، صراحتا به تمام كارهاي ننگين خودچون برپايي انقلاب هاي رنگي و جاسوسي اش اذعان كرد ، همين شيرين عبادي ملعون ، به شوراي حقوق بشر سازمان ملل نامه نوشته و از ايران به خاطر بازداشت و حبس هاله اسفندياري ، مدير برنامه خاور ميانه در موسسه آمريكايي " وودرويلسون " كه عمليات براندازي نرم دولت هاي مخالف آمريكا را تعقيب مي كند شكايت كرده و بازداشت هاله اسفندياري را نمونه آشكاري از بازداشت هاي خودسرانه توصيف مي كند  ...

                        

                             

 

اف بر چنين وقاحت بي شرمانه و كوته بينانه اي كه عده اي غير خودي در كشور ما از آن برخوردارند ...

 

                                                                     

 

يا همين جناب خاتمي كه زماني در اوايل دوران رياست جمهوري شان بر اين باور بودند كه فرهنگ و تمدن غربي ، بهترين تمدن ها بوده و ريشه همه فرهنگ ها و تمدن ها ، از آن سرچشمه مي گيرند و دروازه تمام تمدن ها غرب است و به اين خاطر است كه ما بايد ، با سعي بيشتر خود را به آنها نزديك كنيم ؛ و با همين گونه تفكرات بود كه كشور ما را بدين وضع انداخت و بعضي از اعمال كه زماني ، ناحق و حرام و زشت بود ، رنگ حق و حلال به خود گرفتند و در عوض بسياري از كارها كه اصولا ، حق بوده و حلال ، رنگ ناصواب بودن به خود گرفتند و آن مجلس مفتضح و وابسته ششم كه اكثريت مرعوب آن مي خواست اعلاميه حقوق بشر را به تصويب برساند كه جناب آقاي حسني امام جمعه محترم اروميه در تحليلي زيبا از اين اقدام بي مورد مجلس ششم مي افزايد : " به خاطر اينكه اين عزيزان مجلس مي خواهند ، تشابه حقوق زن و مرد را تصويب كنند ، لذا من از همه اين خواهرام محترم ( 290نفر) خواهش كي كنم كه اگر امكان داشته باشد به خاطر همين تشابه حقوق ، مردان هم حق زايمان پيدا كنند ، چون ديگر ما زن و مرد نداريم و اين بر خلاف تشابه حقوق است كه زن حق زايمان داشته باشد و مرد نه !!!...

 

 مگر بيگانه شاخ و دم دارد ، اكثريت اين افراد (مجلس ششم) هم جزء بيگانگان بودند ، اگر چه نام ايراني داشتند  ...

 

 

دولت اسلامي - رجانيوز

 

 

افاضات جناب هاشمی ...

 

جناب رفسنجاني ، ممکنه ؟! لطف كنید و ساكت شوید  ... !!!

 

 

 

جناب هاشمي كه ظاهرا تازگي ها به انتشار خاطره هم علاقه مند شدن ( اون هم از نوع ديدگاه هاي امام خميني ره ) ، بعضي چيزارو تو اين خاطره ها آوردن كه ظاهرا فقط مي خوان خودشونو هر چه بيشتر از ايني كه هست ، در ميان ملت مومن ايران خرابتر كنن و چهره يك مدعي دروغين رو از خودشون به جا بذارن ( البته با عرض معذرت ! )...

 

جناب رفسنجاني تو يكي از اين خاطرات عجيب و غريبشون ( خاطرات 1۴ تير  ۱۳۶۳ )  ادعا كردن : " امام با حذف شعار مرگ بر آمريكا موافقت كردند " و هم چنين ( ۱۱ اسفند ۱۳۶۳ ) مدعي شدن : " نظر من اين است كه در صورت پيروزي در عمليات بدر امام دستور بدهند " شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي " از موضع قدرت حذف شود " ؛

 

خوبه ... يه كم بخنديد و تو رو به خدا بگيد : كجاي اين حرفاي صد من يه غاز ، درسته ؟!!! اصلا قابل باوره ؟!!! امامي كه تا انتهاي عمر پر بركتش همواره آمريكا رو " شيطان بزرگ " ناميده بودن و بر مبارزه هميشگي ملت ايران با استكبار جهاني در برابر مظلومان و مستضعفين جهان تاكيد داشتن ، اصلا ممكنه اين چيزا رو به زبون پاكشون بيارن ؟!!! اگه آوردن ، پس حتما فقط به جناب رفسنجاني گفتن ؟!!! كي غير از ايشون اين كلماتو شنيده ؟!!! ...

 

 

ياد امام به خير كه در همون وصيتنامه الهي – سياسيشون ، فرمودن : " حالا كه من زنده ام ، بعضي ها برخي حرفها و اعمال غلط و ناروا را به من نسبت مي دهند و بعد از من هم اين چيزها بيشتر خواهد شد ، پس مواظب باشيد كه در چيزي كه به من نسبت مي دهند ، يا صداي خودم باشد و يا دستخط ومهر و امضاي بنده پاي آن باشد " .

 

جناب هاشمي بهرماني ، با اين حرفا و كاراي تازه اي كه تو اين 3،4 سال از شما سراغ داريم ، چه هدفي داريد ؟! مي خوايد به چي برسيد ؟! چيو ثابت كنيد ؟! اعتبار از دست رفته كه با اين گونه اعمال بي منطق و بعضي حرف هاي بچه گونه و مسخره ، بدست نمي آد ... !!!

 

يه روز مي آييد و بنا به گفته خودتان و قبل از انتخابات نهم ، به دليل اينكه نمي تونيد به هيچ يك از كانديداها اميدوار باشيد و مطمئن ، مثلا مثل امام (ره) كه قابل قياس با يك ناخن ايشان هم نيستيد ، جام زهرو به سر مي كشيد و تو انتخابات شركت مي كنيد و ديديد كه نتيجه انتخابات هم چه شد و چه طور خراب شديد ... !!!

 

 

 

روز ديگه ، وقتي از شما مي پرسن : " آيا شما همواره پشت سر رهبري هستيد؟ ، مي فرماييد : بله ما در كنار ايشان هستيم " ! مثل اينكه خيلي آرزو داشتيد رهبر بشيد ، نه ؟!!!

 

روز بعد مي آد و از خواب بيدار مي شيد و مي گيد : " واويلا ، شرايط كشور ويژه است ، شرايط بحراني است " !!  كدام بحران و شرايط ويژه ؟!! پدر آمرزيده ! اگه قراره بگيم و يا قبول كنيم كه شرايط كشور ويژس كه اين ازبهمن سال 57 شروع شده و حتي به نظر بدتر از اون هم باشه !!! تو اين 30 سال آمريكا و هم پيمانانش چه كارها و چه تحريم هايي كه نكردن و چه فشارهاي سياسي و اقتصادي و نظامي كه نياوردن !!!  تا حالا چه غلطي تونستن بكنن ؟!!‌ همون آمريكاي مغرور و موذي كه زماني حاضر نبود دو كلمه حتي غير حضوري با ايران حرف بزنه ، مي آد و مجبور مي شه اون غرور احمقانشو بشكنه و براي نجات خودش از عراق ، از ايران تقاضاي كمك كنه !!! اون هم چند بار ؟!!! در چه سطحي ؟!! حتي حاضره در سطح وزير خارجه هم با ايران مذاكره كنه !!! يا همين جريان هسته اي ؟!!! اون آمريكايي كه زماني حاضر نبود ايران حتي داراي انرژي هسته اي باشه و اصلا بحث غني سازي رو هم به كلي منتفي مي دونست ، حالا چي ؟!! مي آد و مي گه : باباجان ، مذاكره مي كنيم ، ولي لااقل شما غني سازي رو در همين حد 7 ، 8 درصد نگه داريد !!! يا سرمايه‌گذاري‌هاي چند ده ميليارد دلاري خارجي در صنايع داخلي عليرغم فشارهاي گسترده آمريكا ... جناب هاشمي ؟!!! اينها كمه ؟!!! بحرانه ؟!!!كجاي اين كشور در شرايط ويژست؟!!!

 

 دو روز بعد هم بدحال از خواب خوش جمعه بر مي خيزيد و تو خطبه ها مي گيد : " ما بايد در تمام زمينه ها با آمريكا گفتگو كنيم " ! آقاي نا حسابي ! كدام گفتگو ؟!! با كي ؟!!! مگه آمريكا حرف حاليشه و مگه به همين راحتيا بدون امتياز گيري از بعضي از امثال ش.. مذاكره مي كنه ؟!!! مگه فرمايشات مقام معظم رهبري رو بياد ندارين كه فرمودن : " كساني كه از مذاكره با آمريكا دم مي زنند ، يا از الفباي سياست چيزي نمي دانند و يا اينكه خودشان جزئي از آنها هستند و ما هيچ مذاكره اي با آمريكا نداريم " ؟!!! يعني خود امام ره و رهبري به اندازه شما نمي دونن كه بايد مذاكره بكنيم يا نه ؟!!!  اگه به اين مذاكرات عراق خوشبين هستيد ، اين نشون مي ده كه فقط اسم سياستمدارو يدك مي كشيد و ولا غير ... ! عزيز دل ، اگه آمريكاييا حاضر شدن تو اين قضيه (عراق) گفتگو كنن ،  فقط و فقط به خاطر گير كردن خودشون تو باتلاق عراقه و فقط به نفع خودشون هست ! ، و در عوض اين ايرانه كه موقعيتش بسيار بهتر از آمريكايياست و مي تونه حتي امتياز گيري هم بكنه ... !!!

 

 

 

علي ايحال ، ياد امام به خير ...  همان امامي كه درسته فرمود : " هاشمي ، ذخيره انقلاب است " ! ، اما اين رو هم فرموده بود كه : " ميزان حال فعلي افراد است " ! و قطعا امام عزيز يه چيزايي مي دونستن كه شما رو براي رهبري پيشنهاد ندادن !!!

 

 

 

خلاصه مطلب اينكه : جناب حجه الاسلام و المسلمين علي اكبرهاشمي رفسنجاني كه عده ای به اشتباه " آيت الله رفسنجاني " مي گن :

 

بدانيد و قطعا مي دانيد كه راه درست بدست آوردن اعتبار گذشته در بين مردم اين نيست ( و يا اينكه واقعا نمي دانيد !) ، بنابراين صلاح شما در اين است كه لااقل از نظر سياسي و اعتقادي ( و نه اقتصادي !) به چند سال گذشته پر افتخار خود برگرديد و همواره پشتيبان رهبري باشيد و مطمئن باشيد چيزي را از دست نخواهيد داد و بدانيد از پيوستن به كساني همچون : اصلاح طلبان كه ادامه عمرشون به اون ور آبها وابسته است ، چيزي عايدتان نخواهد شد ... مردم همه را خوب مي شناسند و اگر در انتخابات رياست جمهوري به شما راي نمي دهند ، اما در خبرگان چرا !!! و قطعا مردم جايگاه شناس خوبي اند و جاي شما هم آنجاست ، اما كم كم حتي به ادامه اين روند هم نامطمئن مي شويم !!!... و باور کنید که قصد ما هم تخریب نبود و عین حقیقت ماجرا می باشد ...

 

کلیک ها :

 

 تیمورعلی عسگري: سخن هاشمي خودش سند است! ...رجانيوز

 

 دیگر اجتماع نقیضین محال نیست؟! ... رجانيوز

 

 نوبخت : رابطه با امريكا تحت هر شرايطي نادرست است ... رجانیوز

 

 

يا علي ...

 

انسان كامل – رجا نيوز

عاقبت دلسوزی برای نشاط و شادابی و ورزش زنان ... !!!؟؟؟

تضعيف پايه هاي فرهنگي و اخلاقي

 

   نظام به بهانه تندرستي بانوان :

 

 

" همزمان با ميلاد مسعود مولا علي (ع) ، و روز پدر مسابقه دوچرخه سواري بانوان

تهراني با هدف ترويج و گسترش فرهنگ دوچرخه سواري در بين بانوان برگزار شد ! "

 

" يكي از مسئولان محلي تهران اعلام كرد : تصميم گرفتيم براي ترويج و گسترش فرهنگ دوچرخه سواري در بين بانوان همزمان با طرح سهميه بندي بنزين و حمايت از برنامه هاي دولت نهم ، اين مسابقه را برگزار كنيم ! و او افزود : استفاده از دوچرخه در ميان بانوان مي تواند علاوه بر ايجاد نشاط و شادي تا حد زيادي هم از كم تحركي جلوگيري و موجبات سلامتي آنها را فراهم كند . "

 

واي بر اين نظام و واي بر اين مسئولاني كه شديدا به فكر سلامتي زنان عزيز كشورمان هستند !!!!

 

 

در مورد اين مطلب به مسئولان شوراي شهر تهران كه عملا مسئول نظارت بر اعمال شهردار مي باشند را به نكاتي جلب مي نماييم :

 

آيا بهتر نيست كه در پست هاي شهري و مسئوليت ها و تصميم گيري هايي كه نوعا با فرهنگ اسلامي جامعه مرتبط اند ، قبل از هر چيز ، تصميمات و اعمال خود را با نظر كارشناسان ديني و اجتماعي كه همان فقهاي بزرگوار كشورند ، تطبيق دهيم ؟! 

 

 

حداقل پس از جنجال سال 1374 در مورد دوچرخه سواري بانوان كه توسط امثال فائزه خانم هاشمي  دنبال مي شد و اعلام نظر فقهاء و علماي ايران اسلامي در مورد عدم جواز شرعي دوچرخه سواري براي بانوان و اعتراضات گسترده مردم متدين كشور به اين موضوع ، همگان اين مسئله را به عنوان يك منكر و عملي زشت و خلاف آداب جامعه اسلامي تلقي مي كنند !

 

 

حال چه شده  كه بعد اين چند سال ، حتي مي خواهند رشته دوچرخه سواري بانوان را مثل بسياري از ورزش هاي ديگر ( خصوصا ورزش هاي رزمي ) كه اصولا در ملا عام بودن آنها خلاف عفت و اخلاق عمومي كشور است ( چه داخل و چه خارج ) ، براي بانوان راه اندازي كرده و حتي آن را حرفه اي نموده و به مسابقات برون مرزي هم بفرستند ! و مطمئنا اين كار را هم تا حالا كرده اند ! و كسي هم نمي تواند منكر آن شود !

 

 

لذا جاي اين سوال مطرح است كه اساسا طراحان مسابقات دوچرخه سواري بانوان در ملا عام و خيابان هاي تهران ، اگر با چنين مسائل و رويدادهاي فقهي آشنايي ندارند ، آيا اصلا صلاحيتي براي حضور در اين مناصب دارند ؟! و اگر هم عمدا و با علم به چنين موانع شرعي اين تصميمات خودسرانه را گرفته و اعلام و اجرا كرده و مي كنند ، بايد كه هر چه سريعتر با آنها برخورد شود !

 

ترويج دوچرخه سواري بانون آن هم در روز مرد و به بهانه سهميه بندي بنزين ، بدعتي است تازه كه در صورت سكوت مردم مومن و مسئولان مربوطه به حركتي خطرناك در راستاي بي توجهي به احكام اسلام و ترويج بي بند و باري و فساد ، تبديل خواهد گشت و از سويي انعكاس گسترده اين خبر در مطبوعاتي كه با پول بيت المال اداره مي شوند نيز جاي تامل و پيگيري جدي دارد !

 

 

 

كسي منكر ورزش بانوان و مخالف تندرستي و شادابي آنها نيست ! بر منكرش لعنت ! ، اما به چه قيمتي ؟! آيا فقط داشتن يك روسري كه آن هم فقط تكه اي از آن روي سر يك ورزشكار زن قرار مي گيرد ، دليلي است براي حفظ حجاب زن و اين كه اين بانوي محترم ، نمونه يك ورزشكار زن اسلامي با رعايت شئونات آن است ؟! چه كسي اين را گفته ؟!

 

از همه مهمتر ، بين المللي كردن اين ورزش ها براي بانوان محترم كشورمان است ! جايي كه حتي عده اي را به هیجان کاذب و تشويق در اين گونه موارد واداشته ! مثلا : در ورزش تكواندو مگر فقط يك روسري آن هم به صورت نصف و نيمه و كج و كوله است كه به حجاب يك زن معنا مي بخشد ؟! پس آن همه حركات پا و دست كه از " آبچاگي" گرفته تا " مشت و ممدوليو " ، چه هستند ؟! اگر به معناي واقعي حجاب پي برده باشيم ، قطعا خواهيم فهميد كه اصل حجاب ، جلوگيري از نمايش و بروز اندام هاي حساس يك زن است كه مي تواند دل هر مرد بيمار و ساده دلي را بلرزاند ! آن هم چه مرداني !، مردان بيگانه كافر !؟ يا همان ورزش به اصطلاح اسكي روي چمن زنان كه چندي قبل مسابقات جهاني آن در تهران برگزار شد ! آن هم چه مسابقاتي ؟! با چه زنان جور و واجور داخلي و خارجي ! با چه لباس هايي ! لباس هايي تنگ و چسبان و كاملا بدن نما كه مثلا مخصوص اسكي مي باشد !!! آقايان مسئول ، سوال ؟! كجاي اين حجاب است ؟! صد رحمت به بد حجاب ها ! ؛ و زناني شركت كننده از كشورهاي خارجي كه گاها حتي بد حجاب هم كه نه ، بي حجاب هم بودند !! كجاي اين مملكت به اصطلاح اسلامي  ، با كشورهاي خارج تفاوت كرد ؟!

 

و بدتر از آن نمايش مستقيم اين گونه افتضاحات به اصطلاح ورزش از رسانه ملي بود كه واقعا آن را روسفيد كرد !  اخبار 13:15 ورزشي شبكه 3 هم كه ديگر هيچ ! بخش مجزايي را به ورزش زنان اختصاص داده و در آن هر آنچه را كه نمي بايست نشان دهد ، به بهانه اطلاع رساني آن هم با صفحه كامل تلويزيوني نشان مي دهد !  ورزش هایی چون : اسکیت و اسکی و ...

 

 

فقط مانده  وزنه برداري و كشتي و شناي بانوان محترم جهان كه مطمئنا طولي نخواهد كشيد ، آنها هم نمايش داده خواهند شد !!!

 

واي بر ما كه در مقابل اين گونه افتضاحات و ضد ارزش ها ، سكوت كرده ايم و شايد خود هم به نوعي به آن راضي گشته ايم و واي بر مسئولين ما كه خود را مروج و مبلغ و مجري امور فرهنگي و اخلاقي و اعتقادي كشور مي دانند .

 

  

دولت اسلامي عبرت هاي عاشورا

 

                                                 يا علي ...

 

 

 

عواقب اصلاح طلبی 1

ريشه اصلاح طلبي ، همواره " براي خود خواهي است نه براي مردم خواهي "...

 

* اصلاح طلبان توبه نكرده اند ، و همچنان منافع

جناحي را بر حل مشكلات مردم ترجيح مي دهند :

 

 

حدود 1 ماهي است كه بنزين سهميه بندي شده و در طول اين مدت، همه به روشني دريافته اند كه اين طرح بزرگ  كه از خود مجلس است تا چه حد در كاهش مصرف بنزين( 20%) ، كاهش قاچاق سوخت (40%) كه پدر بيت المال را در آورده بود و رواني ترافيك خصوصا در تهران و كلان شهرها (30%) را بدنبال داشته است ، اما همانطور كه همگان آشنايي كامل دارند ، ظاهرا برادران دوم خردادي كه از هر راهي سعي در تخريب  وجهه جريان اصولگرايي و خصوصا دولت نهم در نزد مردم فهيم ايران دارند ، باز هم بيكار ننشسته اند و بلافاصله پس از اتمام تعطيلات مجلس ، دست به يك اقدام سياسي و جناحي كه قطعا در جهت خلاف حل مشكلات مردم و افزودن بر آن مشكلات است دست گذاشته اند ؛

 

دوم خردادي ها مي خواهند براي خودشيريني و راي آوري در مجلس هشتم با وارد آوردن فشار، دولت را ملزم به فروش بنزين آزاد كنند كه قطعا تورم و گراني بيش از 50 درصد را به همراه خواهد داشت ؛

 

چه كسي مي تواند منكر اين حرف شود ؟!!! آيا خود اصلاح طلبان مخالف اين سخن هستند ؟!!! پس چرا روي اين موضوعي كه قطعا به ضرر تمام اقشار جامعه از قشر ضعيف گرفته تا ثروتمند خواهد بود ، زوم كرده اند ؟!!! آيا جز اين است كه اين سخنان در جهت منافع نامشروع جناحي اينان مي باشد ؟!!!

 

مسلما هر طرحي ، در آغاز محدوديتي به دنبال خواهد داشت و سهميه بندي بنزين هم از اين قاعده مستثني نيست ، اما بيشتر مردم بر خلاف تفكر بعضي ها كه عموم جامعه را امي به حساب مي آورند ، خود به خوبي مي دانند كه بعضي از محدوديت ها در دراز مدت به نفع آنها خواهد بود گر چه در كوتاه مدت شايد فشاري را به آنها تحميل كند  ! پس آيا بهتر نيست كه بعضي ها به جاي طرح مسائلي درجهت منافع حزبي خود كه فقط به ضرر مردم خواهد بود ، سعي كنند تا دولت را در كاري كه خود موظف به انجام آن كرده اند،  بيشتر ياري رسانده و اگرهم بعضي موانع و مشكلات در اجراي اين طرح كه هيچ كس هم نمي تواند منكر آن شود ، مشاهده مي شود ، برنامه هاي مدون را طراحي كرده و بعد از گذشت 3 يا 4 ماه از اين طرح اجرا شده كه كاملا اثرات مثبت و منفي آن آشكار خواهد شد ، سعي كنند تا اين كار به وجه احسنت اجرا شود و آن برنامه ها را ارائه دهند ؟؟!

 

                                                    

 

    يك توصيه !!! :

 

عزيزا     دوم خردادي هایی كه خدمات ارزنده شما در طول 8 سال رياست بر مملكت بر هيچكس پوشيده نيست (؟؟؟!!!) ، يقينا و بي شك ، بدانيد كه صلاح شما در اين است كه به جاي بعضي از كارها و گفتارها كه فقط به نفع خودتان خواهد بود ( البته به خيال خودتان ) و قطعا بر ضد خود شما هم خواهد بود ! ، سعي كنيد تا بيشتر به فكر مردم باشيد و فكر نكنيد كه با به زبان آوردن يا نگاشتن بعضي كلمات و سخنراني ها  ، مردم هم آنها را بدون هيچ دليل و مدرك قبول خواهند كرد ! مردم ايران بسيار فهيم تر از آنند كه شما فكر مي كنيد ! سعي كنيد براي راي آوردن در انتخابات ، به جاي فرافكني و انحراف افكار ديگران با تخريب عده اي ، بيشتر به فكر خدمت به همنوعانتان باشيد و بدانيد كه با اين گونه كردار و سكنات قطعا جايي در مجلس نخواهيد داشت ! ، چيزي كه در ذهن باطل خويش به آن مي انديشيد  ! ( ديگر زمان آن گذشته كه براي راي آوري ، زماني اوضاع كشور را بحراني جلوه دهيد !... زماني آزادي از هر رقمش را بهانه كنيد!… زماني نگران دموكراسي باشيد !... و از اين دست مطالب بيخود ديگر …) ؟؟؟!!!!!!

 

                     انسان کامل - رجانیوز- پرتو

 

                                  یاعلی ...

انحرافات مسیحیت 1 ... !!!؟؟؟

 

عشاي رباني يا عمل نان و شراب ... !!!!!!

 

 

مسيحيت كه براي بقاي خود تلاش مي كند ، چون فاقد هرگونه تعليمات صحيح و همه جانبه است و نمي تواند افكار روشنفكران را به خود جلب كند ، سعي مي كند از راه تشريفات من درآوردي كه عموما بدون مدرك و ساخته اوهام پدران روحاني است ، ساده لوحان و متعصبين را كه متاسفانه كم نيستند ، براي خود نگه دارد ؛

 

يكي از اين مراسمات عشاي رباني است كه آنها مي گويند : چه بهتر كه با يك تير دو نشان بزنيم و عياشي و تفريح را با عمل اصطلاحا مذهبي تلفيق نماييم ...

 

مسيحيان در شب كريسمس در كليساها مراسمي بدينگونه انجام مي دهند :

 

" كشيش بزرگ به پيشكاران خود فرمان مي دهد تا آرد بسيار خوبي را خمير و نان فطيري بپزند و پيش او بياورند ... آنگاه پدر روحاني ، نان را با شيشه شراب به جاي شربت به كليسا برده و پس از زدن ناقوس ، مسيحيان را براي اجراي اين سنت بزرگ آماده مي كند ، آنها همه در يك صف ايستاده وكشيش شراب را در ظرف نقره ريخته و پس از آنكه از مقابل صف مسيحيان عبور كرد ، رو به مشرق ايستاده و در حاليكه نان را در دست دارد ، وردها و ذكرهايي را خوانده و پس از آن به نان سجده كرده و همه حاضرين نان را سجده مي كنند ، زيرا معتقدند بعد دعا ، جوهر آن نان تبديل به بدن مسيح مي گردد ...!!!!!! "

 

" آنگاه پدر روحاني جام شراب را بدست گرفته و به مريدانش مي گويد : عيسي پيش از مرگ كاسه شراب را گرفت و به حواريون خود داد و فرمود : بنوشيد كه اين خون من است و پس از اين سخن ، كشيش به آن شراب سجده كرده و حاضران هم همينطور ...

 

سپس در حال خواندن آن دعا نان را پاره پاره كرده و در دست خود گرفته و جام شراب را كشيشي ديگر ؛ آنگاه به ترتيب ، حاضرين پيش رفته و پدر روحاني در حال خواندن دعا هر پاره اي از آن نان را در دهان يكي از مسيحيان گذارده و او بايد فورا و بدون جويدن نان را بخورد زيرا اگر دندان روي آن بگذارد بدن مسيح اذيت مي شود !!!!!! "

 

* سوال اينكه : چرا بدن مسيح را كه همان نان فطير مي باشد ، پاره پاره مي كنند ، ولي آن موقع بدن مسيح اذيت نمي شود ؟!!!!!

 

" آنگاه از ظرف شراب همگي جرعه اي را نوشيده و بعد از * خوردن نان و نوشيدن شراب * ، تمامي آنها خدا و پسر خدا مي شوند و تمام گناهانشان آمرزيده مي شود و هر كس كه بخواهد توبه كند بايد اين كار را كرده و در همه كليساهاي كاتوليك اين قاعده معمول است !!!!!!!!!!!! "

 

اين است نمونه اي از افكار و كردار بي پايه و اساس و گمراه كننده مسيحيت ، ديانتي كه پيروان آن معتقدند : سعادت فقط در سايه تعليمات آن است !!! و بالاتر و بدتر اينكه جزو مراسم همه با هم عيسي را خدا و پسر يگانه خدا ، مولود از پدر خوانده و اعتراف مي كنند كه عيسي مخلوق نيست و با پدر يك ذات دارد !!!!!

 

* سوال :

 

1) چگونه ممكن است مسيح كه تقريبا 20 قرن پيش به قول خود مسيحيان به دارش زدند ، هر سال در هزاران كليسا قطعه قطعه شده و به شكم ميليون ها مسيحي رفته و همه آنها را خدا نمايد ؟!! كدام علم ، ثابت مي كند كه اين نان و شراب تبديل به جسم و خون مسيح مي شود ؟! چه ارتباطي ميان مسيح و اين غذاي من درآوردي وجود دارد ؟!

 

2) اگر هر تكه از آن نان را كه يك نفر مسيحي مي خورد يك عيساي كامل به قول خوشان باشد ، لازم است خدا هر ساله چند ميليون عيسي به صورت نان فطير بيافريند تا خوراك مسيحيان گردد ! و هر فرد مسيحي هم به تفاوت سن ، بايد 50 تا 100 مسيح كامل را در مدت عمر خود نوش جان كرده باشد ، آيا اين باوركردني است ؟!!!!

 

3) عيسي را كه همان نان فطير است ، پاره پاره كرده و مي خورند ! آيا جنايت آنها در حق مسيح دست كمي از جنايت يهوداي اسخريوطي كه مسيح را به قول خودشان به دست يهود سپرد ، ندارد ؟!!! چرا كه آنها هر ساله عيسي را پاره پاره مي كنند !!!

 

4) مسيحيان مي گويند كه : نان فطير بعد از خوردن ، هضم مي شود ، آيا اين توهين به مسيح نيست ؟!! چون مجبورند بگويند كه مانند ساير غذاها مراحلي را طي مي كند !!! اگر بگويند كه هضم نمي شود بازهم نادرست است !!! روي اين قاعده هر مسيحي كه مثلا 80 سال عمر كرده ، بايد 80 عيسي در شكمش موجود باشد !، مگر شكم انسان چقدرذ جا دارد ؟!!!!

 

آيا اين مراسم با هيچ يك از موازين علوم طبيعي و قوانين عقلي مطابقت دارد ؟! شراب ، مايعي كه به تصديق پزشكان جهان و خود كتاب مقدس ، يك مايع خطرناك و موجب تضييع عقل و جسم و جان است ، به عنوان يك عمل مقدس جزء دين مسيح گرديده و به وسيله خوردن آن ، انسانها ، خدا و پسر خدا شده و گناهانشان پاك مي شود !!!!!!!!!

 

آيا اين اعمال عاميانه حتي براي يك كودك 6 ماهه خنده دار نيست ؟!!!

 

خدا همه را به راه راست هدايت نمايد ...

 

يا علي ...

 

انسان كامل۳۱۳ – حقيقت مسيحيت - اناجيل  

مشکلی به نام گرسنگی در ایران ... ؟!!!

 

آیا مردم ایران جز گرسنگی مشکل دیگری ندارند ... ؟؟؟؟!!!!

 

 

با خودم فکر می کردم که چرا وقتی از بعضی ها در مورد دولت می پرسی ،

می گن : بابا چه دولتی ؟! چه خدمتی ؟!!!

گرونیه! مردم وضع معیشتی خوبی ندارن ! بنزین گرون شده و از این حرفا ... ؛

آخه باباجان مگه دولت فقط مسئول شکم مردمه ؟!! بله بعضی چیزا گرون شده !

مگه از قبل گرونی نبوده ؟

مگه همه چیز گرون شده ؟! ریشه گرونیا چیه ؟! از کجاها آب می خوره ؟!

اگه کمی فکر کنیم باید به این سوال بتونیم جواب بدیم که مگه تا حالا از ما به مملکتمون

چه خیری رسیده و چه گلی به سر کشور زدیم که حالا ازش طلبکاریم ؟! مگه جز اینه

که در زندگی فقط به خوردن و خوابیدن و خودمون رسیدیم ؟! تا حالا به فکر دیگران بودیم ؟!

برای مردم دیگه هم کاری کردیم ؟! این همه کشور برای ما خرج کرده ما چی ؟!

 برای کشور خیری داشتیم؟!

 

اینو می تونم بگم که : " زمانی که جنگ شروع شد و عده زیادی از جوونا و بزرگای ما

 به جبهه ها رفتن ،بعضی از اون ترسوها و منفعت طلبا که خانواده رو بهونه کردن و

به جای رفتن به جبهه به جمع آوری اموالبی صاحب و زمینای رها شده و بی سند مشغول شدن

و به جای بوسیدن خاک پاک جبهه به دبی و آنتالیا و ..برا خوشگذرانی رفتن " ؛

 

 حالا که جنگ تموم شده می بینیم به جای جانبازا و ایثارگرا و خانواده شهدا که صاحبان واقعی این کشورند ، سرمایه های کشور به دست همون یه عده خوشگذران و ترسو و بزرگای اونا افتاده که حتی از دور هم دستی بر آتش نداشتن و از طرفی هم ادعای یار امام بودن می کنن و خودشونو جزء بزرگای کشور می دونن ! اون همه پول بی زبون رو در جریان انتخابات خرج می کنن و قول چند هزار تومان ماهانه به مردم می دن و بعدش هم با کلی خرج روزنامه باز می کنن ! به بهانه دفاع از آزادی و جامعه مدنی و گفتگوی بیخود تمدنا ، هی به این کشور و اون کشور و این شهر و اون شهر سفر می کنن و به کیف خودشون مشغولن ! نبض بازار هم که دست اوناست و هر وقت و هر طوری که بخوان رو نرخ ها اثر می ذارن ! همون کسانی که به اسم دلال ، 16 سال اونقدر خوردن که برا خودشون گردن کلفتی شدن ! و بعد ، خودشون که از شدت سیری شکمشون داره می ترکه ، به خاطر دلسرد کردن مردم از دولت واقعا خدمتگذار ، تو روزنامه ها و سایت ها و خبرگزاری هاشون هی به گرانی دست می ذارن ! ( البته می گم بازم خوبه ها ! این نشون می ده که دولت تو همه زمینه ها خوبه جز همین گرانی ! ) همینه ؟! وقتی نمی تونن از دولت یه اشکال کوچیک بگیرن ، همین چیزارو علم می کنن ! پس چرا تو این کشور یکی پیدا نمی شه که به جای اینکه هی دولت رو مقصر گرونی بدونه ! به اون گردن کلفت های ثروتمند بگه که بابا این پولا رو از کجا آوردین ؟! کجا خرج می کنین ؟! اگه مسلمونید پس خمس و زکاتتون کجا رفته ؟! که اگه همین ثروتمندا واقعا خمس و زکاتشونو پرداخت کنن یه فقیر هم تو این ایران پیدا نمی شه !

 

 آیا این قضیه " از ماست که بر ماست " نیست ؟!

 

مگه مردم ( اونهایی که دستشون به دهنشون می رسه ! ) چقدر به فکر همنوع های خودشونن و کشور و دینشون ! ؟ که حالا دولت بدهکارشون باشه ! ؟ چرا بعضی ها که خودشونو مسلمون می دونن و به راحتی احکام اسلامو زیر پا می ذارن وبا اون وضع پوشش برا خودنمایی از خونه بیرون می زنن ، چرا کسی به اونا کاری نداره ؟! آیا دولت فقط مسئول شکم مردمه و مسئول شعورشون نیست ؟! چرا وقتی صحبت این می شه که باید با این جور افرادا برخورد کرد ، همون بعضی ها صداشون در می آد که واویلا : نقض حقوق شهروندی ، نقض حریم خصوصی و این جور چرت و پرتا ! مردم مشکل فقر و مسکن و .. دارن به اونا برسید !  مگه خیابون خونه خالست که حریم خصوصی باشه ؟! مگه بحث فرهنگ کمتر از همین اقتصاده ؟!

 

                                                            

 

سوال : چرا بعضی ها به فکر شکمشون هستن ؟! ولی به فکر مذهب و نظام و کشورشون نیستن ؟!

سوال : آیا اصلا این جور آدما لایق ارائه خدمت از دولت هستن ؟!

سوال : آیا این آدما برا مرگ بهتر نیستن ؟!

 

یا علی ...

انسان کامل

احمدي نژاد و رجايي دو رئیس جمهور مکتبی با شباهت هاي عملی بسيار در مقابل ناآگاهان ...

  تشابه دکتر احمدي ن‍ژاد با شهيد مهندس رجايي 

     به خاطر صداقت بيان و عزت مردم ايران :

 

 

 

مطلبي رو در مورد شهید بزرگوار رجایی مي خوندم كه توجهم رو جلب كرد و صلاح ديدم در وبلاگ بيارم و اميدوارم كه نظر خود را در مورد آن بيان نموده و به سادگي از كنار آن عبور نكنيد ...

 

      مطلبي با عنوان " پاسخ به پيام تبريك رييس جمهور فرانسه " :

 

 كه متن آن چنين است :

 

* وقتي به رياست جمهوري رسيد ، " فرانسوا ميتران " رئيس جمهور وقت فرانسه ، مثل خيلي از روساي جمهور به او تبريك گفت . آقاي رجايي در پاسخ وي نوشت : اين عرف ديپلماسي كه شما به آن معتقديد من به آن معتقد نيستم . شما از يك طرف به عراق ميراژ مي دهيد و از طرف ديگر به من به عنوان رياست جمهور كشور ايران كه كشورش مورد تهاجم عراق است تبريك مي گوييد . از اين دو كار شما ، يكي درست است و ديگري نادرست . عده اي داخلي اعتراض كردند و گفتند : اين نحوه پاسخ ، ديپلماسي نبود ! ولي شهيد رجايي گفت : ما رئيس جمهور و نخست وزير نشده ايم كه به سياستمداران باج دهيم و از آنها باج بگيريم . *

 

خدا رحمت كنه شهيد رجايي رو ، اما خودمونيم اين انتقاد بي موردي كه برعليه جواب شهيد رجايي در آن زمان توسط بعضي ها انجام شد ، اكنون و الان همين گونه انتقادهاي سطحي و ناآگاهانه خصوصا در مورد سياست هاي خارجي از دكتر احمدي نژاد نمي شه ؟! مثل : ابهام در مسئله هولوكاست ، دفاع قاطع از انرژي هسته اي و ... ؛

 

آيا شهيد رجايي درجواب آن پيام تبريك ، حرف ناحق گفته بود ؟!! يا آيا احمدي نژاد درباره همين جريان غير واقعي هولوكاست كه اسرائيل اونو علم كرده براي مظلوميتش و تحت فشار قرار دادن و ظلم به مردم كشورهاي مسلمان خصوصا فلسطين و لبنان و سوريه و يا همين انرژي هسته اي كه حق مردم همه جهان است و مردم ايران هم جزء آنها ، ناحق و دروغ مي گويد ؟!!! آيا حق و حقيقت قابل معامله است ؟!!! مگر به خاطر احقاق حق باج مي دهند ؟!!!

 

شهيد رجايي رفت و مثل ساير بزرگان متدين و كاردان كشور كه معمولا بعد از به رحمت خدا رفتن تازه قدرشان شناخته مي شود مثل : شهيد بزرگ دكتر بهشتي كه حتي عده اي از همين معلوم الحال ها  در زمان حيات به او لقب منافق دادند و مرگ بر بهشتي گفتند ؛

 

لذا كاملا روشن است كه در تمام دوران ها عده اي هستند كه خود باج دهنده و جيره و مواجب بگير بيگانه اند و برايشان فرقي نمي كند كشور به حق خود برسد يا نه ! چون فقط به فكر منافع بي ارزش خودشان هستند ( كه اگر جيره خوار نيستند اين 100ميليون دلار تصويبي سناي آمريكا به جيب چه كساني مي رود ؟!)  و يا انسان هايي ترسو هستند كه از به  دنيا آمدن فقط ترس را ياد گرفته اند و ديگران را هم مي ترسانند ؛

 

در هر صورت ، همه بايد بدانند كه عصر امروزه ، عصر كتمان حقايق نيست و حق بايد گفته شود و بايد گرفته شود و حق قابل معامله نيست و دادني هم نيست ؛

 

لذا دكتر احمدي نژاد با همان قاطعيت كلامي كه از زمان رياست جمهوري و حتي قبل از آن در دوران شهرداري تهران داشته ، قطعا همان راه را ادامه خواهد داد هر چند بعضيها خوششان نيايد و طبق فرموده مقام معظم رهبري ، اصلا نياز نيست كه به بعضي بهانه هاي سطحي و حرف هاي بيهوده و وقت گير كه فرصت خدمت را مي گيرد ، توجه كرد ...

 

والسلام ...

يا علي

2 بار گور پدر گفت و گوی تمدن ها ...

 

تصاوير جديد از همنشيني خبري خاتمي با يك زن ايتاليايي ... ؟!!!!

 

 

 

در حاليكه جناب خاتمي پس از چند روز سكوت ( ا هفته تاخير ) ، ماجراي عكسهاي مصافحه با دختران ايتاليايي را تكذيب كردند ، تصاوير جديد از ايشان منتشر شده كه مي توانيد با كليك كردن روي مطالب زير مشاهده نماييد ...

حتما كليك كنيد ... در صورت كليك كردن حتي مي توانيد فيلم را دانلود كنيد ...

 

انتشار فیلم همنشینی خاتمی با یک دختر گزارشگر ...

 

خاتمي اين بار به نعل زد: شايد در شلوغي اتفاق افتاده باشد ...

 

 فيلم همنشيني خاتي با خانم خبرنگار ايتاليايي

 

 حالا بگيد اينا همش فيلمه ...  

 

آيا جناب خاتمي شايسته لباس مقدس روحانيت است ؟!!!

 

ادامه در پایین ...................................


 گفتگوي تمدن ها كار دست خاتمي داد ...

 

 

 

کلیک کنید : روي پرده و پشت پرده دست دادن خاتمي با دختران ايتاليايي ...

 

کلیک کنید : از توجيه تا دستور به مراجع، از تکذيب خاتمي تا توضيحات فيلم بردار! ... 

                                                     

 

 

ماجراي سه كردن شيخ خاتمي را هم كه شنيديد ، آن هم در سفري كه به منظور بسط و گسترش گفتگوي تمدن ها به ايتاليا كرده بودند ( شايد منظور از گفتگوي تمدن ها ، اظهار و عشق و علاقه به خواهران عزيز اما نامحرم غربي مي باشد و به نظر من هم عيبي نداره ، بالاخره آدمي با هر كي كه خوشش بياد ، رابطه برقرار مي كنه و حتي ممكنه كار به روبوسي هم بكشه وفرقي هم نمي كنه كه طرف كي باشه !!!!! ) ؛ دست دادن با زن نامحرم كه از نظرشرع  اسلام و كليه مراجع عظام عالم تقليد ، " مصافحه بدون مانع مرد با زن نامحرم حرام است و هيچ استثنايي هم ندارد " ( البته آقاي خاتمي ، هم مسلمان و ازآن مهمتر شيعه مي باشند ) ، كاملا ياد داريم كه چند ماه پيش كه فيلمي از جناب رحيم مشايي ( رئيس سازمان گردشگري ) در مجلس رقصي در تركيه انتشار يافت ( البته در خود فيلم خود جناب مشايي حضور نداشت ، اما در آن مجلس شركت كرده بود و در هنگام اين برنامه رقص هم سالن را ترك كرده بود ) ، اما روزنامه ها و احزاب مختلف دوم خردادي و بعضا راستي ، چه بلوشويي راه انداختند و در مجلس شوراي اسلامي هم كه بعضي از " داغتر از كاسه آش ها " چه نطق هايي كه نكرده و از جناب مشايي براي پاسخگويي او را به مجلس فراخواندند و حتي از رئيس جمهور خواستند كه او را عزل كند ، البته كه احمدي ن‍ژاد بسيار عاقل تر از اين افراد است ؛ اما حالا چه شده ؟! روزنامه هاي دوم خردادي و احزاب اصلاح طلبي كجاييد ؟! چرا اين اقدام را محكوم نمي كنيد ؟! چرا خواستار خلع لباس شدن او نمي شويد ؟! علي القاعده كه آقاي خاتمي خود يك تحصيلكرده حوزوي است و بهتر از اين احكام سر در مي آورد !  

 

 

روزنامه كيهان در اولين برخورد خود با اين خبر و ابراز شگفتي از آن ، اظهار اميدواري كرد كه اين فيلم " ساختگي و خلاف واقع باشد " ، رسانه ها و هم قطاران جناب خاتمي هم كه سكوت معناداري كرده و اين خبر را كاملا سانسور كردند ( صد رحمت به فاكس نيوز ) ، دفتر جناب خاتمي هم طي بيانيه اي كه بيشتر به توجيه شبيه است واكثرا  از عبارات قلمبه – سلمبه استفاده شده وهم چنين اظهارات بعدي آقاي خرازي ، بر حقيقت اين واقعه را مهر تاييد مي زند ، نوشت : " در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و نيز در اينكه در شرح انور حرمت وجوب اولي به عنوان ثانوي تا بقاي عنوان مي تواند مرتفع شود ، ترديد نبايد كرد ؛ ولي آنچه با تصوير برداري مشكوك با غرض يا هر انگيزه ديگر نشر يافته ، تا مصافحه خاتمي با اجنبيه را القا كند ، خلاف شرع و اخلاق است و تكذيب مي شود " ؛ اين متن كامل جوابيه بود ؛

 

آقاي صادق خرازي هم كه در اين سفر رئيس مركز گفتگوي تمدن ها را همراهي مي كرده ، در توجيه مصافحه آقاي خاتمي با دختران نامحرم اما زيباي ايتاليايي ، گفت : " استقبال از خاتمي در سفرهاي خارجي و نيز مراسم سخنراني هاي ايشان به حدي است كه گاه كنترل اوضاع از دست ايشان و اطرافيان خارج شده و *** در اين موقع برخي مي كوشند با رساندن خود به خاتمي به ايشان ابراز ارادت كنند ( كه بيشتر به اظهار عاشقي شبيه است !!! ) كه در مواقعي تصور مي شود با آقاي خاتمي مصافحه كرده اند ، اين در حالي است كه اصولا آقاي خاتمي به علت ازدحام جمعيت متوجه برخي تماس ها نمي شوند *** " ؛

 

 

    خرازي جون ، خودتي !!! ما رو سیاه نکن !!! ...... با خواندن اين جوابيه بيشتر از بيانيه دفتر جناب خاتمي ، بر صحت اين امر خلاف اسلام ، تاييد مي خورد !!!

 

 

 

درباره این فیلم ۶.۵ دقیقه ای و جوابيه دفتر شيخ خاتمي و اظهارات خرازي نكاتي عرض اندام مي كنند :

 

1) درباره اصل انجام مصافحه آقاي خاتمي با چهار زن بي حجاب و بعضا نيمه برهنه ايتاليايي ترديد نيست ، زيرا علاوه بر وجود فيلم مستند ، جوابيه دفتر ايشان نيز به جاي " تكذيب " ، با توجيه حكم اولي و ثانوي بر فيلم مهر تاييد زده ! و آقاي خرازي هم كوشيده اين گونه مصافحه ها را عادي و به دليل فشار جمعيت و ابراز عشق و ارادت دختران به ايشان توجيه كند ؛.

 

۲) بر خلاف ادعای جناب خرازی در این فیلم مستند ، اثري از ازدحام جمعيت ديده نمي شود ، بلكه چندتا دختر و زن و مرد ايتاليايي ديده مي شوند كه بيرون سالن صف كشيده و در انتظار مقتداي خويش اند و جناب خاتمي با حوصله و آرامش كامل به سراغ آن ها رفته و دست مي دهد ، حتي اين فيلم نشان مي دهد كه خود آقاي خاتمي براي دست دادن نزديك آنها مي شود و حتي اگر هم بر فرض محال فشار جمعيت بوده و خواستار دست دادن با خاتمي باشند ، باز هم بر جناب خاتمي حرمت دست دادن با نامحرم محفوظ است ؛

 

۳) دفتر جناب خاتمي هم كه تهيه كنندگان فيلم را به خلاف اخلاق متهم و در عوض اصل اين دست دادن را با توجيهاتي مشروع جلوه داده ؛

 

۴) توجيه دفتر جناب خاتمي با به ميان آوردن بحث حكم اولي حرمت به حكم جواز ثانوي ، بدتر از اصل مصافحه با نامحرم است و ديگران را هم به چنين اعمالي تشويق مي كند ، درباره احكام اوليه و ثانويه ، ترديدي نيست كه وجود دارند و حتي گاهي نياز به تقليد ندارند مثل اينكه در يك حادثه تصادف خانمي آسيب ببيند و بدون ستر باشد ، در اينجا به خاطر اضطرار بر هر مرد و زني واجب است كه به او كمك كرده و به بيمارستان برساند هر چند كه اين اقدام باعث تماس فيزيكي با بدن آن خانم شود ... و بعضي احكام فردي و سياسي ديگر ... اما غير از اين موارد واضح ، چنين نيست كه هر كس در هر زمان و مكان و تحت هر شرايطي به دلخواهش به بهانه همان حكم ( ثانوي ) از حكم اولي دست بردارد كه در اين صورت نه شريعت و دين و نه اخلاق و تقوايي خواهد ماند و ما هم مثل كشورهاي اسما مسلماني مثل تركيه و سوريه و امارات و ... خواهيم شد كه فقط نام مسلماني را يدك مي كشند و در عمل از صدتا مسيحي و غربي هم بدتر عمل مي كنند ؛

 

۵) براي كسي كه اعلاميه جهاني حقوق بشر را مهمترين چارچوب معرفي مي كند كه براي حفظ كرامت انسان تدوين شده و دوست صميمي اش يعني كديور منجمد با ارائه يك مقاله  " اكثر احكام اسلام ناب محمدي و برخاسته از قرآن و سنت را تحت عنوان اسلام تاريخي غير قابل اجرا و منسوخ شده مي داند و اسلام معاصر را كه با اعلاميه پر از اراجيف حقوق بشر موافق و با عقل كوچك افرادي چون او و دوستانش مطابقت دارد ، بهترين اسلام قابل اجرا ذكر مي كند " ، دست دادن به زن و دختر نامحرم و نيمه برهنه كه هيچ ، كه كارهاي خلاف  " اصل اسلام تاريخي  هم بنا به گفته خود آنها " ، مجاز تلقي مي شود ؛

 

۶) بر مسئولان كشور است كه از سفر چنين افرادي كه خود را به عنوان رسولان جمهوري اسلامي معرفي مي كنند و ادعاي تمدن مي كنند و در مصاحبه هاي بسياري هم با رسانه هاي خارجي بر خلاف سياست هاي دولت ايران حرف مي زنند ، به شدت جلوگيري نمايند ، هر چند اين شخص رئيس جمهور سابق ايران باشد ( كه تابه حال هم معلوم نشده ، پول اين سفرها را از كجا مي آورند !!!)

 

۷) جاي تعجب و تاسف است كه دادگاه ويژه روحانيت در برابر يك عمل ناهنجار بزرگ كه اسلام و مقدسات را زير سوال مي برد سكوت كرده و واكنش نشان نمي دهد ؟!!!!!

 

۸) مع الاسف اين تفكر كه نظام اسلامي حاصل جمع دوره هاي مختلف رياست جمهوري است و همواره بايد از آنها دفاع كرد موجب شده تا افرادي چون خاتمي جرات يافته و گام به گام بر ارزش هاي اسلام و انقلاب بتازند و حتي به ياد داريم كه خانم رجبي به همين دليل كه ممكن است عملكرد خودسرانه جناب خاتمي هنوز هم به پاي اسلام نوشته شود ، خواهان تصميم گيري حوزه علميه درباره ايشان بود كه اگر تابه حال با كارهاي مغاير اسلام قبلي جناب خاتمي برخورد شده بود ، امروز شاهد اين نوع رفتار آن هم در لباس مقدس " روحانيت " نبوديم ؛

 

 

در پايان اينكه جناب خاتمي بايد روشن كند كه با كدام مجوز شرعي و ضرورت ، با زن نامحرم مصافحه كرده ؟! و اينكه آيا صرفا با اين كار ، غربي ها ما را روشنفكر و متجدد بدانند ، باز هم جواز اين كار را مي دهد ؟!!! و به راستي چقدر تفاوت است بين خاتمي و جوان مسلمان اتريشي كه وقتي از او مي خواهند تز دكترايش را كشيدن " تصوير سكس " يكي از دانشجويان دختر كلاس قرار دهد ، حاضر مي شود به خاطر دين قلبي اش ، از دكترايش هم چشم بپوشد ...

 

 

 

جناب شيخ خاتمي ، واقعا برايتان متاسفيم ...

 

دولت اسلامي ... پرتو ... رجانيوز

 

يا علي